سيستم مديريت محتواي ياس/دفتر امام جمعه شهرستان زرند  

مطالب

خانه مشهور لیست اضافه

سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین حاج آقا ابراهیمی به مناسبت بازگشایی حوزه علمیه امام حسین (ع) بافت

ارسال شده توسط: مدیربازدید شده: 714 مرتبه
دسته: سخنرانیتاریخ: 1388.07.12
 
بسم الله الرحمن الرحیم
سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین حاج آقا ابراهیمی به مناسبت بازگشایی حوزه علمیه امام حسین (ع) بافت
قال رسول الله (ص) :« اقرب الناس من درجة النبوه اهل العلم والجهاد »
اولاً وظیفه خودم می دانم از همه ائمه محترم جمعه و همه بزرگوارنی که کمک کردند که برای راه اندازی و احیای این شعبه از دانشگاه امام صادق (ع) در این شهرستان صمیمانه تشکر و قدردانی کنم. از همه بزرگواران زحمت کشیدند تشکر و قدردانی می کنیم به ویژه جناب حجة الاسلام و المسلمین حاج آقا امینی که بعد از فترت، حوزه را دوباره احیاء کردند. و امروز ما سر سفره زحمات ایشان نشستیم از ایشان و از زحمات شبانه روزی جناب حجة الاسلام جناب آقای عباسی و همکارانشان جناب آقای موسوی تشکر و قدردانی می کنم . همینطور از سربازان حضرت ولی عصر(عج) که شرف حضور دارند در این مقطع نورانی و در آغاز سال تحصیلی تشکر و قدردانی و از خدای متعال متعال موفقیتشان را در رسیدن به قله های کمال برای ایشان آرزومندیم.
در حدیثی که اول سخن از رسول اکرم اسلام (ص) گفته شد« اقرب الناس من درجة النبوه» نزدیکترین مردم به درجات پیامبری دو گروه هستند : 1- اهل علم 2- اهل جهاد.
ما درهفته دفاع مقدس هستیم و گرامی می داریم رزم ، رزم آوران سالهای دفاع مقدس و گرامی می داریم یاد همه شهدا ، امام بزرگوارمان و مخصوصا شهدای روحانیت که اگر آمار را، از نظر تعداد جمعیت وقتی بسنجیم شهدای روحانیت بیشترین آمار شهدا را دارند. از برکت حضرت امام (ره) ملت جوان ، نوجوان ما تربیت شد و به چه مقامی واقعا دست پیدا کرد . یک شهیدی وصیت می کند که مرا در حسینیه المهدی (عج) شیراز دفن کنید بعد به دوستش پیغام می دهد اگر من شهید شدم مرا در آنجا دفن کنید. ذکر این شهید این بود : ای حسین فاطمه (ع) خجالت می کشم روز قیامت در عرصه محشر بیایم در حالیکه شما سر در بدن ندارید و من با سر در محشر حاضر شوم. بعد در عملیات فتح المبین به شهادت می رسد و جنازه اش مدتی زیر آتش بوده و نمی توانند آن را بیارند. قبرش را پیدا می کنند ولی قبر کوچک است . بعد از اینکه جنازه را آوردند سر قبر کوچک برای دوستان شهید و برای مردم مشخص می شود می بینند این شهید سر در بدن ندارد و اگر سر در بدن داشت در واقع این قبر جای شهید نمی شد. به این مقام دست پیدا کرد از کجا می دانستند ؟ از برکت امام (ع) بود.
از حسن روی یوسف دستها بریده باشد واز حسن دلبر ما سرها بریده باشد
ما مدیون شهدا هستیم
خوب شهدا واقعا راهی که عرفا 70 سال ، 80 سال زحمت می کشیدند اینها یک شبه طی کردند و به مقامات دست پیدا کردند. گرامی می داریم یاد و نام این شهدای عزیز را و هر چه من و شما داریم از



برکت خون شهداست . حیات ما در واقع حیات معنوی ما، زندگی ما از برکت شهداست، ما سر سفره شهدا نشستیم . البته خون شهدا هدر نخواهد رفت همان طور که من و شما سر سفره شهدا بدر و اُحد و کربلا نشستیم آیندگان هم سر سفره شهدای انقلاب اسلامی می نشینند و خون شهدای ما زمینه ساز دین داری در کل جهان است و امام محمد باقر (ع) پیش بینی کردند و مهر زدند و تایید کردند که شهادت بچه های نظام جمهوری اسلامی را . امام (ع) می فرمایند: « قتلاهم الشهدا» وقتی مراحل نهضت را امام محمد باقر(ع) بیان می کنند. می فهمیم بچه های ما شهید هستند. ما هر چی داریم از برکت شهداست و ان شاء الله قدردانشان باشیم.
اهمیت علم و دانش و رازهای موفقیت طلاب و روحانیون
در باب اهمیت علم و دانش من فقط این مطلب را می خواهم عرض کنم راز موفقیت یک طلبه و یک دانشجو در واقع چه می تواند باشد؟ چکار می تواند بکند که موفق باشد؟ پیشرفتی داشته باشد؟ علاوه روش پس خطاب یک روشی است پیش مطالعه و پس مطالعه و همینطور روشهای مباحثه که روش حوزوی است و مختص حوزه است درسها مباحثه می شود و خیلی روش بسیار خوبی هست.

احترام به استاد
حالا علاوه برهمه این مطالب که همه در بعد درسی است، بحث احترام است. احترام به والدین و همینطور احترام به استاد یکی از رازهای موفقیت یک محصل علوم دینی که می خواهد پیشرفت کند و موفق بشود در جامعه ، دعای خیر استاد است. احترام به استاد است که نفس گرم او هست که تاثیر روی زندگی او می گذارد و احترام والدین نه تنها فقط شامل پدر و مادر می شود بلکه احترام به رسول خدا(ص) هم احترام به والدین است. سید جمال الدین اسد آبادی وقتی که اسم پیامبر (ص) را می بردند بلند قد می ایستادند. گفتن اسم خدای تبارک تعالی را وقتی می خواهند ببرند با احترام بردن مثلا « جل جلاله» شما ببینید بزرگان ما، عرفای ما، تحصیل کرده های ما وقتی که ازخدای متعال حرف می زنند ، خدا را تنها نمی گویند با القاب می نویسند ، با احترام و حرمت. بعد اسم پیامبر (ص) را وقتی که می برند مثلا « صلی الله علیه و آله» در روایت آمده که این را بنویسید و در گفتن شما بگویید و بریده اسم حضرت را نگویید مثلا (ص) می گذارید حتی کسی که اولین بار این چنین کاری کرده به یک بلا مبتلا شده است. اسم مبارکه ائمه (ع) را می خواهند ببرند با احترام می برند و همین طور احترام به قرآن ، کتب فقه و حدیث ، احترام به کلام الهی ، مثلا قرآن روی زمین است هیچ اعتنا نمی کنند . حتی بزرگان او به کتابهای حدیث پایشان را دراز نمی کنند خیلی احترام قائلند . نام استاد را وقتی می بردند احترام قائل می شدند . مثلا خود حضرت امام (ره) وقتی نام استاد را می خواهند ببرند با القاب می برند شیخ عارف ، روحی فدا در کتابهایشان وقتی حضرت امام (ره) می نویسند این طور حرمت قائل هستند برای اساتیدشان خود حضرت امام (ره) می فرمایند: در بحث علم و درس هیچ کس را لعن




نکنید حتی کافر . امام (ره) می فرمودند : مگر اینکه معصوم (ع) او را نفرین کرده باشد . چون نمی دانید شاید هنگام مرگ او توبه کرده باشد و به حال مرگ مومن از دنیا رفته باشد . این قدر بزرگان ما برای انسانها ، برای افراد حرمت قائلند. می فرمودند: هیچ وقت شخصی را لعن نکنید گر چه به کافری که ندانید که او را در حالت کفر از عالم رفته باشد . مگر آنکه معصومی (ع) از حال بعد او اطلاع بدهد زیرا ممکن است در وقت مردن مومن شده باشد . آقایان باید خیلی مواظب خود خواهی باشند باید خیلی مواظب الفاظشان باشند مبادا خدای نکرده به خاطر کلمه ای از آنها سلب توفیق بشود یا از زمره محصلین خارج گردند. یا از طریق الهی و صراط مستقیم بیرون روند واگر علماء به مقامات رسیدند تنها درس و علم نبوده خیلی مسائل در کنار علم و دانش بوده که آیت الله بهبهانی این بزرگوار وقتی می گویند، استاد کل می گویند. ایشان هیچ وقت از تعظیم و بزرگداشت علماء و نام آنها را به نیکی بردن خودداری نکرده ، حرمت قائل بوده ، همیشه ایشان می گویند. اشتغال به تحصیل را تا آنجایی که مقدوربوده من ترک نکردم همیشه تحصیل را برهمه کارها مقدم دانستم . شما ببینید غربی ها چقدر از دانشمندان خودشان تجلیل می کنند، تمجید می کنند چه کتابهای ، چه مقالاتی در تعریف و گرامی داشت آنها منتشر می کنند. ما ممکن است به آنها ناسزا بگوییم، دانشمندان خودمان را تحقیرشان می کنیم (سیمای فرزانگان ص 261) . حضرت امام (ره)در کتاب کشف الاسرارکه در دوران جوانی حضرت نوشته اند یکی از علت هایی که به علماء توهین می کردند ، به فقها توهین می کردند حضرت امام (ره) بیان کرده اینان و همه صاحبان آرای باطله و گفتارهای ناهنجار چون می دانند تنها کسی می تواند مشت آنها را در جامعه باز کند و دروغ پردازی آنها را روی دایره بریزد ملاها هستند.برای پیشرفت و مقاصد خود با تهمت و افتراء به روحانیون و علماء تا دست مردم را از دامن آنها کوتاه کنند و آنها را پیش مردم خوار و کوچک جلوه بدهند و از نفوذ روحانی، آنها بکاهند تا میدان تاخت و تاز برای آنها باز شود و با کمال آزادی و دلگرمی بتوانند با جان و ناموس و مال یک مشت بیچاره و ستمدیده بازی کنند. به شهادت تواریخ معتبر بعد از رحلت پیامبر(ص) اسلام تا به امروز تنها کسی که دین مردم را نگاه داشته و جلوگیری از یاوه سرای افسار گسیختگان کرده روحانیون و علماء هستند.
حق استاد از نظر امام سجاد (علیه السلام )
رساله حقوقی امام سجاد (ع) را ملاحظه بفرمایید. امام سجاد (ع) در یک فصلی ، بابی را درباره حق معلم قرار دادند. حق این است که از او تجلیل کنید و صدای خود را هنگام گفتگو بلند نسازید. اگر کسی از او سوال کرد در پاسخ دادن به آن پیش دستی نکنید بگذار خود او پاسخ آن را شخصا بیان فرمایید. اگر کسی نزد تو از او به بدی یاد کرد باید در مقام دفاع و حمایت از او برآیی ، از او عیب پوشی کنی و محاسن و خوبی های او را به دیگران باز گو کنید. با دشمنانش همنشینی نکن . با دوستانش دشمنی نکنی . اگر به ادای حقوق نسبت به عالم و دانشمند و استاد خویش موفق گردی فرشتگان آسمانی در جهت خیر و منافع تو گواهی خواهند داد که تو آهنگ چنین استادی و دانشمندی برداشته و دانش را برای خدا و هدف الهی از او فرا گرفتی . یکی از علماء که وقتی می خواست درس بدهد اولا با وضو ، بعد می



آمده سر قبر استاد خود مرحوم شیخ انصاری سوره یس را می خوانده و ثوابش را اهداء به استادش می کرده و به درس می رفته است. علامه طباطبایی وقتی استادش از دنیا رفت تا یکسال عطر نزدند. شهید مطهری وقتی از استادشان علامه طباطبایی می گوید : تعبیر به روحی فدا می کرد.
آثار بی ادبی به استاد
بی ادبی نسبت به استاد هم واقعا تاثیر سوء دارد یک مجتهدی که نزد استادش درس خوانده بود وبه اجتهاد رسیده، انکار می کند که استادش آدم با سوادی است می گویید مقام علمیش را من قبول ندارم . بعد استادش نفرین می کند و می گوید خدایا آنچه از من یاد گرفته از او بگیر و او دچار فراموشی می شود. میرزا محسن اردبیلی شاگرد علامه قزوینی بوده مشاجره داشته ، استادش به او می گوید نا مربوط نگو او در جوابش می گویید من نا مربوط می شنوم . بعد استاد وقتی سکوت می کند این مبتلا به کمر درد می شود که هر چی معالجه اش می کند دیگه شفایی در آن نیست. از حضور شما بزرگواران تشکر و قدردانی می کنیم . حوزه ، حوزه علمیه امام حسین (ع) است برای احیا و نگهداریش نیاز به کمک شما بزرگواران هست.
والسلام علیکم و رحمة الله.

چاپ این نسخه درجه: 0.00   چند مرتبه به این پست امتیاز داده اند: 0 مرتبه

نظرات

تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
 
 

New Page 1
 
 طراحی سايت توسط شهر الکترونیک کرمان  پشتیبان رسمی سیستم مدیریتی سایت ساز دریا طراحی شده است.