سيستم مديريت محتواي ياس/دفتر امام جمعه شهرستان زرند  

مطالب

خانه مشهور لیست اضافه

بركات مجالس سيد الشهداء

ارسال شده توسط: مديربازدید شده: 281 مرتبه
دسته: عاشورا،شهيد،شهادت و مسائل مربوطهتاریخ: 1392.11.16
 
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمين علي ابراهيمي امام جمعه محترم بافت در مسجد النبی صلی الله علیه وآله در شب پنجم ماه محرم مورخ 92/8/17
بركات مجالس سيد الشهداء
http://yascms.ir/istgah/ebrahimi3.jpg

بسم الله الرحمن الرحيم

در باب اهميت مجالس سيد الشهداء(عليه السلام ) امام صادق (عليه السلام) به يكي از ياران خود فرموده است: يا فضيل « تَجْلِسُونَ وَ تُحَدِّثُونَ » آيا مي نشينيد آيامجلس عزا برپا مي كنيد آيا احاديث ما را در آن مجلس نقل مي كنيد «جعلتُ فداك »جانم به قربانت اين جمله نسبت به امام ادب است ما مجلس برگزار مي كنيم و نام شما را زنده نگه مي داريم و احاديث شما را در جلسات ذكر مي كنيم امام فرمودند« قُلْتُ نَعَمْ قَالَ تِلْكَ الْمَجَالِسُ أُحِبُّهَا »من اين مجالس را دوست مي دارم يكي از مجالسي كه اهل بيت وامام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) دوست مي دارند همين مجلسي است كه الان شما حضور پيدا كرديد قطعا مورد محبت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف )قرار داريد قطعا مورد محبت خداي تبارك و تعالي قرار داريد « مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا »امر ما را احياء كنيد يعني اين مجالس سيد الشهداء دين را زنده مي كند اگر تشيع تا به امروز پابرجامانده است از بركت همين مجالس سيد الشهداء است همين مجالس حسيني باعث شده است ما شيعه بمانيم مسائل شرعي و ديني را در همين جلسات ودر همين عزاداريهابياموزيم و الا اگر مجالس سيد الشهداء نبود دين مندرس مي شد پوسيده و از بين مي رفت يكي از بركات مجالس سيد الشهداء دين ماندگار ميشود اسلام ماندگار مي شودنام و ياد اهل بيت احياء مي شود«تِلْكَ الْمَجَالِسُ أُحِبُّهَا » (وسائل‏الشيعة جلد 12 صفحه 20 )
« گريه رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلم ) بر امام حسين (عليه السلام ) »
روايت ديگري هم داريم يك روز پيغمبر خدا (صلي الله عليه و آله وسلم )در منزل حضرت زهرا (سلام الله عليها ) آمدندحضرت زهرا (سلام الله عليها ) داشتندحضرت امام حسين (عليه السلام ) را شير مي دادندو مانندهر مادري با فرزند خود بازي مي كردپيغمبر خدا (صلي الله عليه و آله وسلم ) فرمودند يك زماني مي آيدكه فرزند من را لب تشنه شهيد مي كنند عده اي از امت من هم شهيد مي شوندصداي گريه فاطمه (سلام الله عليها ) بلند شد فرمودند چه موقع اين واقعه اتفاق مي افتدفرمودند وقتي من نباشم و پدرش علي (عليه السلام)نباشدو شما هم نباشيدفرمودندبراي فرزندم چه كسي عزاداري مي كنداين از پيشگوييهاي پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم )است فرمودند دخترم نگران نباش محبين ، شيعيان ، دوستداران ما مي آيندآنها مجلس عزا برپا مي كنند«يجدَدون عزاءجيراًبعد جير»طائفه بعد از طائفه نسل بعد از نسل سال بعد از سال اين مجالس ها تكرار مي شود و هرساله اين مجالس ها برگزار مي شودبعد فرمودند دخترم درروز قيامت من مردهايي كه در آن مجلس شركت مي كنندو مجلس را اقامه مي كنندآنها رامورد شفاعت قرار مي دهم و شما نيزخانمهايي كه عزادار فرزندم حسين (عليه السلام )هستند را مورد شفاعت قرار مي دهيد بعد فرمودند « یَا فَاطِمَةُ کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ »هر چشمي از عذاب قيامت درروز قيامت گريان است « إِلَّا عَیْنٌ بَکَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَیْنِ »مگر چشمي كه در مصائب فرزندم حسين (عليه السلام ) گريه كرده باشدحالا يك چيز را از روي تجربه عرض مي كنم وقتي يك فيلم سينمايي براي بار دوم گوش مي دهيم براي بار دوم ديگر حوصله نداريم نگاه كنيم. .«یَا فَاطِمَةُ کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا عَیْنٌ بَکَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّهَا ضاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِیمِ الْجَنَّة»(بحار الأنوار، ج‏44، ص 293)
«راز پنهان مجالس سيدالشهداء (عليه السلام )»
چه سري واقعا در مجلس امام حسين (عليه السلام ) است چه سري در نام حسين (عليه السلام ) است مجلس امام حسين (عليه السلام ) با اين دلها چه كرده است كه هيچ وقت كهنه نمي شودشما هيچ وقت شده از روضه سيدالشهداء خسته شويدهميشه تازه است يكي از تاثيرات آن اين است كه انسان مورد شفاعت قرار مي گيرد يكي ديگر از تاثيرات اين است كه انسان از گناه پاك مي شود شما مجلسي پيدا مي كنيد كه انسان خالصانه بيايدو حكمش مثل اين باشد كه تازه از مادر متولد شده باشد كجا مي شود تضمين كردكه شركت كنيد در يك مكاني قربة الي الله بعد بلند مي شويد مثل اينكه از مادر متولد شده باشيد اين يكي از بركات بزرگ مجلس سيد الشهداء است كه گناهان را از بين مي برد وروز قيامت كه شد و انسانهاپاي حساب و كتاب آمدند دوستان سيد الشهدا به يك رديف مي شوند و بدون حساب به بهشت مي روند معامله خدا با دوستان سيد الشهداء را ديديد آن موقع انسان مي فهمدعلامه بحر العلوم مي خواست به سامرا برودمي خواست بداندخدا چگونه به كسي كه يك قدمي براي زيارت امام حسين (عليه السلام ) بر مي دارد ثواب يك حج ببردرا مي دهد يك ماه انسان بايد برود ايام حج را به جا آوردچندسال ثبت نام كنيم حج واجب اسم بنويسيم يك ماه بايد اعمال حج را انجام بدهيم روايت داريم اگر كسي يك قدم براي زيارت كربلا حركت كندهر قدمش ثواب چندين حج است يا اگر كسي در مجلس امام حسين (عليه السلام ) بيايد به اندازه بال مگس يا پشه اي دلش بسوزداشكش جاري شودخداوند گناهان سنگين او را مي بخشد
عنايت حضرت امير المومنين علي (عليه السلام ) به يك ناصبي بخاطر امام حسين (عليه السلام )
يك داستان نقل مي كنم يكي از دوستان امير المومنين علي (عليه السلام ) به زيارت مولي مي رفت يك فرد ناصبي هم بودهروقت اين شخص را مي ديد كه مي خواهد به زيارت امير المومنين برود به اوفحش مي داد ناصبي ها مانند خوارج و منافقين امروز دشمن شيعيان هستند مثل وهابيتي كه از هز طرف ما را مورد هجوم قرار دادند و همين ديروز خمپاره اي به حرم حضرت زينب (سلام الله عليها ) زدندو چقدر زائران مجروح شدنداينها ناصبي هستنديعني دشمن علي (عليه السلام ) و اولاد علي (عليه السلام ) هستند اين شيعه كه مي خواست برود آن فرد ناصبي ناسزا به امير المومنين علي (عليه السلام ) مي داد اين آقا به حرم امير المومنين علي (عليه السلام ) مي رودمي گويد يا امير المومنين علي (عليه السلام ) هروقت من مي خواهم به زيارت بيايم آن فرد ناصبي من را اذيت و ناسزا مي گويد از شما مي خواهم اين فرد را نفرين كنيد شب خواب امير المومنين علي (عليه السلام ) را مي بيندحضرت مي فرمايد اين آدم حق به گردن من دارد چگونه اين مرد به گردن حضرت علي (عليه السلام ) حق دارد اين مردكه به شما فحش و ناسزا مي گويد اين دشمن شما هست ولي يك روز در كنار تلاقي دجله و فرات اين فرد ناصبي نشسته بود و به آب نگاه مي كردو سپس گفت عبيد الله خدا لعنتت كندتو كه حسين (عليه السلام ) در اختيارت بودسي هزار لشكر داشتي چرا امام حسين (عليه السلام ) را لب تشنه شهيد كردي چرا آب را بر امام حسين (عليه السلام ) بستي تو كه اين همه نيرو داشتي اين داستان را آيت الله بهجت نقل كرده است اين شخص دلش براي امام حسين (عليه السلام )همين مقدار كم كه سوخته است امير المومنين علي (عليه السلام) فرموده است اين شخص حق به گردن من دارد درراه برگشت مرد شيعه را ديد گفت پيغام من را به امامت رساندي گفت بله رساندم جواب هم گرفتم گفت چه جوابي گرفتي وقتي جريان را گفت شخص ناصبي گفت از اين داستان هيچ كس خبر نداشت من و خدابودم درست است و در همانجا گفت اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان عليا ولي الله همانجا مسلمان شد دستگاه امام حسين (عليه السلام )خيلي با عظمت است ما نمي توانيم عظمت آن را درك كنيم علامه بحر العلوم فكر مي كردچگونه مي شود يك قدم براي زيارت امام حسين (عليه السلام )برداريم و خداوند ثواب يك حج را بدهدو اگر خودرا به گريه بيندازيد شفاعت شامل حال شما مي شود همين كه فكر مي كرد يك عرب جلو آمدگفت سيد من تورا متفكر مي بينم موضوع را بگو شايد ما بتوانيم مسئله تورا حل كنيم گفت خدا چگونه به يك قدم ثواب يك حج مي دهدبه يك اشك اين همه پاداش مي دهد فرمودسيدبگذار من يك مثالي بزنم تا اين قصه برايت روشن شودگفت يك پادشاهي بودكه به مسافرت رفته بود ازلشكرش دور افتادتشنه و گرسنه و جانش درخطر بودكسي هم نبود به فريادش برسد يك دفعه از دور نگاه مي كند و يك خيمه اي رامي بيندخوشحال مي شودبعد وارد خيمه مي شود يك پيرزن را مي بيند پيرزن وقتي مي بيند اين مرد گرسنه و تشنه است قصد مي كند به او كمك كند و پيرزن چيزي ندارد به جز يك بز كه سرمايه زندگيش همين يك بز است اين بز را سر مي برد و جان پادشاه را نجات مي دهد پادشاه كه نجات مي يابد براي بزرگان تعريف مي كند و مي گويد من چگونه او را پاداش دهم چه چيزي بدهم تا جبران شود يكي از وزرا گفت صدراس گوسفند بدهي جبران مي شودپادشاه گفت اينگونه جبران نمي شود ديگري گفت صد گوسفند با صد اشرفي بدهيد گفت باز هم جبران نمي شود او تمام زندگيش را به من داده است او تمام هستي خود را داد و جان من را نجات داد من اگر هستي خودرا بدهم تازه مقابله به مثل است علامه سيد الشهداء دار و ندار خود را براي خدا داد پس خدا با آن عظمت و بزرگي براي زائر حسين (عليه السلام ) كه يك قدم خير براي امام حسين (عليه السلام )دارد همين كاررا انجام مي هدخدايي كه اين همه عظمت دارد آن همه خزانه دارد درياي رحمت است اگر بخاطر اشك بر سيد الشهداء كه اين همه هستي براي خدا داده است گناهان او را ببخشدخيلي نيست علامه هرچه نگاه كرد عرب را نديد او ناپديد شده بود خدمت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) رسيده بودتا عظمت سيد الشهداء به علامه بحرالعلوم گفته شود وقت عزاداري را بايد دريافت هر چيزي يك وقتي دارد وقت عزاداري همين دهه است هندوها نيز كسب و كار خودرابراي عزاداري رها مي كنند
داستان حكيم غلامحسين هندي
يك نفر در نجف بود به او مي گفتند حكيم غلامحسين هندي در شهر نجف و علما او را به عنوان يك پزشك مي شناختند و هروقت مريض مي شدند پيش آن فرد مي رفتند وكسي نمي دانست كه اين فرد هندي چگونه شيعه شده است در يك مجلسي ميان عالم اهل سنت و عالم شيعه بحث شدو هرچه عالم شيعه استدلال مي كرد عالم اهل سنت قبول نمي كرد پزشك گفت واي برتو من دركشور خودم در شهر ملتان هندوستان رئيس بودم و بزرگ آن منطقه بودم عزاداران هر ساله پول مي گذاشتند و عزاداري مي كردندو هرچه آنها پول مي گذاشتند من همان مقداررا مي گذاشتم در دل قبول نداشتم ولي جايگاه و شخصيت من كه بزرگ و رئيس آن منطقه بودم اقتضاء مي كرد كه من چنين خرجي را بكنم ولي در دل قبول نداشتم مثلا آنها اگر يك ميليون تومان مي دادندمن تنهايي يك ميليون تومان مي دادم تا مجلس سيد الشهداء باشكوه برگزار شودتا اينكه جنگ شد و انگليسي ها آمدند حكومت مااز هم پاشيده شد و حكومت را ساقط كردند من هم مجبور شدم دستفروشي كنم يك مدت كه گذشت شروع به تجارت كردم اموالي را از بمبئي خريداري مي كردم و در شهر خودم مي فروختم تا اينكه ماه مبارك رمضان شدكشتي مي خواست حركت كند مسافرين مسلمان بودند ناخدا گفت ماه رمضان بمانيم تا روزه بگيريم ناخدا ماند ماهم مانديم تا اينكه شب بيست و يكم ماه رمضان شد من در كشتي خوابيده بودم يكدفعه بين خواب و بيداري فرستادند دنبال من كه پيغمبر (صلي الله عليه و آله وسلم ) كاري با شما داردمن رفتم به خدمتشان به رسم هندوهااحترام گذاشتم و تعظيم كردم و به سجده افتادم پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم ) فرمودندبه پاس خدماتي كه براي فرزندم حسين (عليه السلام ) انجام دادي ما مي خواهيم شما را پاداش دهيم شرط آن اين است كه شما مسلمان شويد و من به دست پيغمبر (صلي الله عليه و آله وسلم ) مسلمان شدم و به اميرالمومنين علي (عليه السلام )فرمودند احكام وواجبات رابه اين شخص ياد بده و جاهايي را هم كه بايد ببيند نشانش دهيدامير المومنين علي (عليه السلام) يك نفررا فرستاد كه هر كجا خواستم من را ببردهمه مكانهاي زيارتي را به من نشان دادند ولي من را نبردندپيغمبر (صلي الله عليه و آله وسلم ) فرمودند مسلمانان دو گروه هستندشما پيرو گروهي باش كه عزادار فرزندم حسين (عليه السلام ) است هستند از خواب بيدار شدم وقتي به شهر آمدم وبه خانه رفتم گفتم شير بدهيد من بخورم گفتند مگر شما مسلمان شديد از خانه حركت كردم كه به مسجد بروم مسجدي را ديدم ولي گفتم اصلا به اين مسجد نمي روم به مسجد ديگري رفتم امام جماعتي داشت سلام و احوالپرسي كردم و خواب را تعريف كردم وگفتم مي خواستم به آن مسجد بروم ولي دلم نيامد آمدم پيش شماگفت اگر به آن مسجد رفته بودي آنها ناصبي بودند ودشمن امير المومنين علي (عليه السلام ) هستند و ما شيعه هستيم مسلمانان دو گروه هستند ما پيرو سيد الشهداء هستيم و عزادار بر حسين (عليه السلام ) هستيم گفت واي برتو من كه غير مسلمان بودم چون به مجلس سيد الشهدا كمك كردم پيغمبر (صلي الله عليه و آله وسلم ) مزد من را داد چگونه شما پيغمبر (صلي الله عليه و آله وسلم ) و حضرت علي (عليه السلام ) را رها ميكني و سراغ ديگري مي رويد مجالس سيد الشهداء خيلي قيمت داردو متاسف هستيم از اينكه بعضي جوانان ما از مسجد گريزان هستند جاي هيئت در مسجد و حسينيه است انسان هم شعور خدايي داشته باشد و انسان بايدهم شور خدايي داشته باشداگر دل در مجلس امام حسين (عليه السلام ) بشكندانسان به سيد الشهداء توجه كندقطعه قطعه شود دست از امام حسين (عليه السلام ) بر نمي دارديكي از راههاي برگزاري عزاداريما در مسجد اين است كه نذري ها را در مسجد بياوريم .
«والسلام عليكم و رحمة الله بركاته»

چاپ این نسخه درجه: 0.00   چند مرتبه به این پست امتیاز داده اند: 0 مرتبه

نظرات

تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
 
 

New Page 1
 
 طراحی سايت توسط شرکت فراز رایانه  پشتیبان رسمی سیستم مدیریتی سایت ساز دریا طراحی شده است.