سيستم مديريت محتواي ياس/دفتر امام جمعه شهرستان زرند  

مطالب

خانه مشهور لیست اضافه

پیشگویی آیات و روایات در باب پیروزی نظام جمهوری اسلامی در ایران

ارسال شده توسط: مديربازدید شده: 619 مرتبه
دسته: سخنراني هاي در خصوص جامعه،سياسي و مذهبيتاریخ: 1392.12.14
 
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین علی ابراهیمی امام جمعه محترم بافت و زدن زنگ انقلاب و آغاز دهه فجر در مدرسه فرزانگان مورخ 92/11/12
پیشگویی آیات و روایات در باب پیروزی نظام جمهوری اسلامی در ایران
http://yascms.ir/istgah/ebrahimi3.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم

امیدواریم خداوند متعال خیرات و برکات را به همگان نازل بفرماید.پیشاپیش دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی را خدمت همه بزرگواران تبریک عرض می نمایم.انشاءالله این پیروزی و انقلاب منجر به ظهور حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)باشد.در این جلسه دو مطلب را خدمت دوستان عرض خواهم کرد، یک:مطلب در باب حضرت امام(رحمة الله علیه)و انقلاب اسلامی و مطلب دوم:راجع به مسائل اخلاقی که همه ما به این مطلب نیاز داریم.
آیات و روایت مطرح شده در باب پیروزی نظام جمهوری اسلامی در ایران
در باب انقلاب اسلامی،خوشبختانه پیروزی نظام جمهوری اسلامی در ایران، هم در آیات قرآن و هم در روایات مطرح شده است.در روایات هم راجع به رهبری این نهضت، هم راجع به مردم ایران، هم راجع به شهداء و این که خواستگاه انقلاب از کجا شروع می شود و این انقلاب چه نقشی در دوران غیبت حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)دارد، مطرح شده است.راجع به ملت ایران و این که ملت ایران به برکت امامت و ولایت به مقام والا دست پیدا می کند هم چند آیه داریم که یکی از آیات:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»(سوره مائده،آیه54)هر کدام از شما مسلمانان و مؤمنین از دین مرتد شوید(این خطاب به مؤمنینی است که در رکاب پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)بودند)،ضرری به خداوند و اسلام نمی زنید زیرا خداوند تبارک و تعالی«فَسَوْفَ»(وقتی سوف بر سر فعل مضارع آید به معنای آینده دور است است،سین برای استقبال و آینده نزدیک است.)در آینده دور قومی را می آیند که«يُحِبُّهُمْ»خداوند آنها را دوست می دارد«وَيُحِبُّونَهُ»و آنها هم خداوند را دوست می دارند.وقتی این آیه نازل شد، طبیعتاً از پیغمبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم)سؤال می شود که آن قوم جایگزین چه کسانی هستند؟چندین روایت در باب سؤالاتی که از پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)شده و جوابهای ایشان داریم که فرصت بیان آنها را نداریم.مثلاً در یک مکان که سلمان هم حضور داشت، پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)هم ایستاده بودند بعد«فضرب بیده الی عاتق سلمان»دست بر شانه سلمان می زنند برای این که این سخن ماندگار شود حضرت جواب خود را همراه با عملی دادند که تأثیر آن در بیننده بیشتر باشد.بعد فرمودند«هذه و ذووه»منظور این روایت در باب سلمان و همشهریان او است.یا در جای دیگر احتمالاً حضرت نشسته بودند که بعد دست بر ران پای سلمان زدند و فرمودند:سلمان و همشهریان ایشان هستند.در آیه ای از سوره جمعه هم داریم که آمده است:«وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»(سوره جمعه،آیه3)کسانی که هنوز ملحق نشده اند و بعداً ملحق می شوند.یا در سوره حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)آمده است:«إِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ»(سوره محمد،آیه38)اگر شما پشت کنید و روی گردان شوید، خداوند قوم دیگری را جایگزین شما می کند.محتوای این آیه نشان می دهد که مردمِ در رکاب پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)پشت می کنند و بر می گردند.ما باید بدانیم که از چه چیز برمی گردند؟ما باید مسائل تاریخی را بررسی کنیم و ببینیم مسلمانان در رکاب پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)از چه چیز برگشتند.آنها نماز می خواندند، حج می رفتند، روزه می گرفتند، جهاد و امر به معروف و نهی از منکر هم می کردند پس از چه روی برگردان شده اند.از مهمترین فرمایش پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)که فرمودند:من از دنیا می روم و دو چیز را بین شما به یادگار می گذارم که یکی قرآن و دیگری عترت من است.بنابراین رویگردانی آنها از علی(علیه السلام)یعنی عترت بود.بنابراین از دین مُرتد شدن آنها بخاطر نماز و روزه و ...نیست چون آنها در شبهای ماه مبارک به فتوای دومی حتی 30 جزء قرآن را هم در نمازهای خود می خواندند و از نماز و روزه روی برنگرداندند، آنها از امامت و ولایت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)و یازده فرزند ایشان ارتداد پیدا کردند.بعد می فرمایند:اگر شما از علی(علیه السلام)روی گردان شوید خداوند قومی را می آورد که آنها از علی(علیه السلام)روی برگردان نیستند.بنابراین امتیاز آن قوم برگزیده این است که به امامت و ولایت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)معتقد و اقرار دارند.بنابراین فضای این آیه نشان می دهد که مردم ایران به برکت آن امامت و ولایت دست نیافتنی که در بعضی از روایات داریم:پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)می فرمایند:«لَوْ كَانَ الْعِلْمُ مَنُوطاً بِالثُّرَيَّا لَتَنَاوَلَهُ رِجَالٌ مِنْ فَارِسَ»(بحارالأنوار،ج1،ص195)اگر علم و دین به ثریا(ثریا دورترین ستاره نسبت به زمین است)هم چسبیده باشد مردم ایران به آن دست پیدا می کنند.یعنی اگر چه فاصله تا مدینه یا تا مرکز داشته باشند اما به حقایق دین دست پیدا می کنند و چون به حقایق دین و امامت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)و یازده فرزند ایشان دست پیدا می کنند، لیاقت دارند که جایگزین ملت عرب شوند و پرچم اسلام را بر دوش بگیرند و خداوند هم آنها را دوست می دارد.
آینده درخشان ملت ایران
در روایت هم داریم:یک روز اشعث بن قیس پا منبر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)آمد(اشعث انسان با نفوذ، از سران مردم کوفه و رئیس یک قبیله بود که مسلمان اما دشمن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)بود.اشعث پسری به نام محمد اشعث داشت که در کربلا و در شهادت امام حسین(علیه السلام)نقش داشت.اشعث دختری به نام جعده داشت که قاتل امام حسن(علیه السلام)بود.خود اشعث در توطئه ترور امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)نقش کلیدی داشت یعنی اینها بودند که ابن ملجم را راه دادند، با قطّام همراهی کردند تا امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)به شهادت رساند تا در خطبه نماز امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)شرکت کند.او وقتی می آمد پا بر شانه های مردم می گذاشت و می آمد، بعد دید که ایرانی ها هم پای منبر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)جمع شده اند،خیلی ناراحت شد برای همین پا بر شانه ایرانی ها می گذاشت و جلو می آمد تا پای منبر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)قرار گرفت بعد گفت:شما به این سرخ روی ها(در آن زمان به ایرانی ها سرخ روی می گفتند)رو داده اید و آنها را بر گُرده ما مسلط کرده اید.وقتی اشعث حرف می زد، حضرت سکوت کردند و پای خود را چند بار به پله منبر می زدند.بعد وقتی حرف اشعث تمام شد حضرت فرمودند:این عرب های شکم گُنده(یعنی غیر از خوردن و خوابیدن کاری ندارند) چه می گویند!همین ایرانی ها هستند که در گرما و سرما همراه من هستند.بعد فرمودند:به خدا سوگند همان طور که شما شمشیر می زنید تا ایرانی ها را مسلمان کنید، یک روز می آید که همین ایرانی ها شمشیر می زنند تا شما را به اسلام دعوت کنند.بعد آیه را خواندند و فرمودند:شما می گوئید من اینها را از دور خودم طَرد کنم که جزء ستمکاران باشم.این آیه ای است که یکی از پیغمبران الهی وقتی مردم مؤمنی اطرافش بودند پولدارها می گفتند تا اینها هستند ما نمی آئیم شما باید اینها را از دور خود دور کنید تا ما بیائیم.آیه«وَمَآ أَنَاْ بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّيَ أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ»(سوره هود،آیه29)من کسانی که مؤمن و همراهم هستند را طرد نمی کنم شما توقع دارید من ایرانی ها را از دور خودم طرد کنم هرگز این کار را نمی کنم زیرا اینها هستند که همیشه با من هستند.بعد فرمودند:به خداوندی که دانه را شکافت سوگند، من از پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)شنیدم که اگر علم و دین به ثریا چسبیده باشد،مردانی از فارس به آن علم و دین دست پیدا می کنند.این آیات و روایات از آینده درخشان ملت ایران حرف می زنند.آیه ای که می فرماید:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ»قومی می آید که آنها خداوند را دوست می دارند و خداوند هم آنها را دوست می دارد بعد حضرت می فرمایند:سلمان نماینده آنها است،ایرانی های آن زمان که هنوز مسلمان نشده بودند بعضی آتش پرست بودند.البته تعدادی از ایرانی ها در یمن مسلمان شده بودند، چون یمن تابع پادشاهی ایران بود.وقتی اسلامِ امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)به یمن رفت، ایرانی هایی که در یمن بودند زودتر مسلمان شدند.بنابراین، این آیات از آینده درخشان ملت ایران صحبت می کند.در سوره جمعه آمده است«وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»(سوره جمعه،آیه3)دیگرانی که هنوز ملحق نشده اند یعنی آینده ملت ایران است.این مجموعه آیات، فضای آئینی که ملت ایران به اسلام حقیقی دست پیدا می کنند،پرچم اسلام را به دست می گیرند، مورد محبت خداوند قرار می گیرند، خداوند را دوست می دارند، در راه خداوند جهاد می کنند و خوفی به دل خود راه نمی دهند را نشان می دهد، این راجع به اصل است.در این زمینه روایت هم داریم که پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)می فرمایند:«يَخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَيُوَطِّئونَ لِلمَهدِيِّ سُلطانَهُ»(کنزالعمّال، ح 38657)یعنی اهداف هم بیان شده است.کلمه مشرق زمین زیاد در روایات آمده است و به غیر از توضیحی که در روایات دیگر آمده، منظور ملت ایران است، که عده ای از مشرق زمین(مردم ایران)قیام می کنند و زمینه حاکمیت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)را فراهم می کنند.یعنی هم مردم خوبی هستند، هم خداوند آنها را بر می گزیند، هم تمسک به امامت و ولایت دارند، هم قیام می کنند و هم زمینه ساز ظهور صاحب الامر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)می شوند.البته فرصت نیست که مجموعه آیات و روایات در باب دهه فجر و انقلاب اسلامی را خدمت عزیزان عرض نمایم.
روایت پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)در باب روح الله الموسوی الخمینی(رحمة الله علیه)
راجع به خودِ حضرت امام(رحمة الله علیه)هم روایت داریم.در روایت از پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)که روایت بسیار جالبی است و شیعه و سنی آن را نقل کرده اند آمده است:یک روز پیغمبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم)نشسته بودند و کفش ایشان پاره شده بود.پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)،کفش خود را به امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)دادند و فرمودند:کفش مرا بدوزید.بعد همین گونه که نشسته بودند فرمودند:در روز قیامت مردمی جای دارند که«وُجُوهُهُمْ مِنْ نُورٍ وَ ثِيَابُهُمْ مِنْ نُورٍ»صورت ها و لباسهایشان نورانی است و در سمت راست عرش خداوند جای دارند، یعنی شروع به توصیف کردن، کردند که این گروه مردم، نورانی هستند حتی از لباسها و صورت آنها نور می بارد.بعد جمعی که در خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)بودند، یعنی اولی، دومی و عبدالرحمن بن عوف و دیگران بودند که خلیفه اولی سؤال کرد:«مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ»اینها چه کسانی هستند؟پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)«فَسَكَتَ»ساکت ماندند و جواب او را ندادند.دومی سؤال کرد:«مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ»اینها چه کسانی هستند؟باز حضرت جواب او را ندادند.عبدالرحمن بن عوف سؤال کرد:«مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ»اینها چه کسانی هستند؟باز حضرت جواب او را ندادند.تا این که امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)در حالی که کفش های حضرت را می دوختند فرمودند:«مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ»اینها چه کسانی هستند که چنین مقامی دارند؟پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند:اینها کسانی هستند که«فَقَالَ هُمْ قَوْمٌ تَحَابُّوا بِرَوْحِ اللَّهِ عَلَى غَيْرِ أَنْسَابٍ وَ لَا أَمْوَالٍ »روح الله را بدون هیچ خویشاوندی دوست می دارند«أُولَئِكَ شِيعَتُكَ»آن قوم و مردم شیعیان شما هستند«وَ أَنْتَ إِمَامُهُمْ يَا عَلِيُّ»و شما امام آنها هستید.در طول تاریخ از زمان پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)تا به امروز قومی نداشتیم که به روح الله محبت داشته باشند الا این زمان که امام و پیشوای ملت ایران روح الله الموسوی الخمینی(رحمة الله علیه)هستند.ما می بینیم که وقتی حضرت امام(رحمة الله علیه)آمدند، حتی کودکان هم برای امام شعار می دادند و نسبت به امام اظهار محبت و نسبت به دشمنان امام اظهار نفرت می کردند.این روایتی از پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)بود که به اسم نام بردند. « [بشارة المصطفى‏]بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى بْنِ ضُرَيْسٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ نَصْرِ بْنِ مُزَاحِمٍ وَ ابْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ أَبِي دَاوُدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شَرِيكٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ أَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ الزُّبَيْرُ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ جَلَسُوا بِفِنَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَخَرَجَ إِلَيْهِمُ النَّبِيُّ ص فَجَلَسَ إِلَيْهِمْ فَانْقَطَعَ شِسْعُهُ فَرَمَى بِنَعْلِهِ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع ثُمَّ قَالَ إِنَّ عَنْ يَمِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ قَوْماً مِنَّا عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ وُجُوهُهُمْ مِنْ نُورٍ وَ ثِيَابُهُمْ مِنْ نُورٍ تَغْشَى وُجُوهُهُمْ أَبْصَارَ النَّاظِرِينَ دُونَهُمْ قَالَ أَبُو بَكْرٍ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ الزُّبَيْرُ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ عَلِيٌّ ع مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ هُمْ قَوْمٌ تَحَابُّوا بِرَوْحِ اللَّهِ عَلَى غَيْرِ أَنْسَابٍ وَ لَا أَمْوَالٍ أُولَئِكَ شِيعَتُكَ وَ أَنْتَ إِمَامُهُمْ يَا عَلِيُّ»(بحارالأنوار،ج 65،ص 139)
روایت امام موسی بن جعفر(علیه السلام)در باب امام خمینی(رحمة الله علیه)
روایت دیگر از امام موسی بن جعفر(علیه السلام)که روشن تر نقل شده است می فرمایند:«رجلٌ من قم»در بعضی از روایات هم آمده است:«رجل من اهل قم».روایت اینگونه است:«؟رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ»به یاران حضرت امام(رحمة الله علیه)در دوران طاغوت«زبر الحدید»می گفتند.زُبُر یعنی فولاد و پاره آهن.امام موسی بن جعفر(علیه السلام)فرمودند:مردی از قم قیام می کند و مردم را به حق دعوت می کند«يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ»و مردم آن قوم که ایرانی ها باشند بر حرف امام و مردی که از قم قیام کرده اجتماع و وحدت می کنند که مانند پاره آهن هستند«لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ»طوفانها آنها را از بین نمی برد«وَ لَا يَجْبُنُونَ»به خود ترس راه نمی دهند«وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ»از جنگ خسته نمی شوند«وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ‏» کلمه عاقبة للمتقین نکته جالبی دارد یعنی وقتی ما اول و آخر روایت را نگاه می کنیم می بینیم که آمده است همه همراهی می کنند، در آن زمان همه حتی منافقین و حزب توده هم حضرت امام(رحمة الله علیه)را همراهی کردند.آخر روایت اشاره به ریزش هم دارد که می فرماید:«وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»در آخر کسانی باقی می مانند که تقوا داشته باشند.این روایت هم به ما می گوید که پیروز می شوند و هم می گوید کسانی می مانند انسانهای با تقوا هستند.این روایت و به شهادت تاریخ مردی که از قم قیام کرده باشد و ملت ایران به ایشان جواب مثبت داده باشند غیر از حضرت امام(رحمة الله علیه)کسی نیست.در این روایت خواستگاه انقلاب را قم معرفی کرده و ما هم دیدیم که نهضت از قم شروع و در 19 دی ماه نهضت فراگیر شد.البته حضرت امام(رحمة الله علیه)در سال 41 هم جرقه هایی از انقلاب زده بودند اما روزی که نهضت فراگیر شد 19 دی ماه بود.علت 19 دی ماه هم توهینی بود که روزنامه اطلاعات به حضرت امام(رحمة الله علیه)کرد.«وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عِيسَى عَنْ أَيُّوبَ بْنِ يَحْيَى الْجَنْدَلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ‏»(بحارالأنوار، ج57 ، ص216 ،باب 36)
توهین روزنامه اطلاعات به حضرت امام(رحمة الله علیه)و وقایع 19 دی ماه
بنده در سالهای اول طلبگی در قم بودم که در روزنامه اطلاعات قم، رشیدی نامی به حضرت امام(رحمة الله علیه)توهین کرد.در آن زمان حضرت امام(رحمة الله علیه)هنوز در تبعید بودند، اما علماء به میدان آمدند تا از حضرت امام(رحمة الله علیه)حمایت کنند.تعدادی از طلّاب جوانی که می دانستند چه اتفاقی افتاده برنامه ریزی کردند و برای عرض تسلیت به خانه مراجع می رفتند.یعنی از 17 و 18 دی ماه آنها به خانه همه مراجع رفتند.تا این که 19 دی ماه شد، موقع صبح به منزل تعدادی از مراجع رفتند و در بعد از ظهر 19 دی ماه منزل آیت الله نوری همدانی بودند.ایشان در آن زمان مرجع تقلید نبودند اما مجتهد، استاد حوزه و شخصیت برجسته ای بودند.ایشان سخنرانی کردند.بنده به یاد دارم که ایشان در همان سخنرانی شعری خواندند که بیتی از شعر این بود«مه فشاند نور و سگ عو عو کند».یکدفعه دیگر هم در تحسّنی که علیه وزیر ارشاد در قم صورت گرفت،آیت الله نوری همدانی صحبت کردند و باز همان شعر را در آنجا هم خواندند یعنی به امام(رحمة الله علیه)خطاب کردند که شما مانند ماه نورافشانی می کنید و به شاه هم خطاب کردند که مانند سگ عو عو می کند که عو عو کردن سگ جلوی نور ماه را نمی گیرد، بعد یک سخنرانی داغ کردند.طلبه ها از آنجا بیرون آمدند و به چهار راه بیمارستان رسیدند، وقتی به آنجا رسیدند، یک کلانتری بود که نیروها را از تهران آورده بودند و نگذاشتند جمعیت به چهارراه برسد.بعد نیروهای کماندویی که آورده بودند را جلوی جمعیت مستقر کردند، یکی از فرماندهان با بلندگو دستی شروع به صحبت کرد(متن صحبت ها را به یاد ندارم).بنده هم در کنار بانک صادرات بودم که کنار آن یک جوی بزرگ پر از لجن بود. بنده دیدم که یکی از ساواکی ها آمد، به شیشه بانک مُشت زد و شیشه بانک را شکست.بعد آنها اعلام کردند که مردم می خواهند بانک را غارت کنند، از یک طرف هم کینه داشتند و به جان جمعیت افتادند از پشت سر و جلو جمعیت را با باتون می زدند.بنده هم که سن و سال کمی داشتم در جوی آب افتادم.بعد جمعیت متفرق شدند و به آنها سنگ می زدند.بعد نیروهای کماندو شروع به تیراندازی کردند و ما اولین شهداء را در 19 دی ماه داشتیم یعنی قیام مردم قم که می گویند همین بود.افراد زیادی در این روز تیر خوردند و به شهادت رسیدند.بعد چهلم قم را تبریز و چهلم تبریز را کرمان گرفت.سخنرانی های زیادی شد و نهضت اوج پیدا کرد.بنابراین مبدأ نهضت حضرت امام(رحمة الله علیه)بود،اگر روحانیون و مردم آمدند به خاطر دفاع از امامت و ولایت بود.تا این که مانند امروز ایران اسلامی می درخشد.
شایستگی و عظمت ملت ایران در روایات
راجع به قم روایات دیگری هم داریم که در یک روایت آمده است:علم مانند ماری که به سوراخ می رود از شهر نجف می رود«ثُمَّ يَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُّ»علم و دین از شهری سر برمی آورد که اسم آن قم است و از قم علم به سراسر جهان می رود که حتی خانمهایی که در خانه هستند به دین آگاهی پیدا می کنند و می توانند فتوا دهند. بعد وقتی اینگونه شد حجت بر مردم دنیا تمام می شود، آن وقت حضرت صاحب(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ظهور پیدا می کنند.این روایت در کتاب الملاحم هم ذکر شده است.«ثُمَّ يَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِيرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّى لَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِي الدِّينِ حَتَّى الْمُخَدَّرَاتُ فِي الْحِجَالِ وَ ذَلِكَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا فَيَجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِينَ مَقَامَ الْحُجَّةِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ يَبْقَ فِي الْأَرْضِ حُجَّةٌ فَيُفِيضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَى سَائِرِ الْبِلَادِ فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَيَتِمُّ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ حَتَّى لَا يَبْقَى أَحَدٌ عَلَى الْأَرْضِ لَمْ يَبْلُغْ إِلَيْهِ الدِّينُ وَ الْعِلْمُ ثُمَّ يَظْهَرُ»(بحارالأنوار،ج57،ص213)
بنابراین این روایات نشان می هد که ملت ایران چه شایستگی ها و عظمتی دارند.حتی راجع به شهداء از امام محمد باقر(علیه السلام)روایت داریم که مراحل انقلاب را ذکر می کنند که مردم ایران قیام می کنند و...بعد طاغوت هر چه می دهد، مردم قبول نمی کنند تا نهضت پیروز می شود و بعد امام امضا می کنند«قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ»کسانی که در این نهضت کشته می شوند همه شهید از دنیا رفته اند.بعد می فرمایند:اگر من آن زمان را درک کنم خودم را برای ظهور حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)آماده می کنم.«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ أَخِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ يَحْيَى بْنِ سَامٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْر»(بحارالانوار، ج52، ص243، باب 25)
مانند روایتی که در باب حضرت امام(رحمة الله علیه)در روایت دیگری آمده است:«رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ فیجتمع معه قوم....ثم رجل من خراسان و فی یده الیمنی خلل أو نقص ثم یظهر القائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف)»(این روایت در کتاب مکاتیب الائمه ذکر شده است)در دست راست آن مرد خراسانی یک معلولیت و نقصی وارد شده است.بعد در ادامه روایت آمده است«ثم یظهر»بعد از ایشان حضرت صاحب(عجل الله تعالی فرجه الشریف)قیام می کند.این مجموعه روایاتی بود که در باب نهضت و دهه فجر و زمینه سازی ملت ایران برای ظهور صاحب الامر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)آمده است.امروزه هم وقتی نگاه می کنیم، می بینیم که روز به روز رشد و پیشرفت اسلام و مسلمانان در سراسر دنیا بسیار چشم گیر است، تا جایی که به این قرن، قرن امام خمینی(رحمة الله علیه) و قرن ظهور حضرت صاحب(عجل الله تعالی فرجه الشریف)نامگذاری شده است.خبرگزاری های زیادی نوشته اند که به برکت حضرت امام(رحمة الله علیه)و قیام مردم ایران، مسیحی، مسیحی تر یعنی مؤمن تر، یهودی، یهودی تر و مسلمان، مسلمان تر شده است.رشد و توجه به خداوند تبارک و تعالی در سراسر جهان بیشتر شده است.چرا امروزه استکبار جهانی می ترسد، گرایش به مسیحیت کمتر شده، مسلمانی، مسیحی شود یا شیعه، سنی شود کم است. اما گرایش یهود و مسیح به اسلام و از اسلام به تشیع در سراسر جهان رو به رشد است.آمار داریم که مثلاً در جاههایی که شیعه نبوده الان چند شیعه هست و شیعه تا چه حد رو به رشد است.این که دشمن اینگونه جولان می دهد برای این است که مردم روز به روز نسبت به اسلام، شیعه و ملت ایران بیشتر جذب می شوند.الحمدلله صدای حقانیت امام(رحمة الله علیه)سراسر دنیا را گرفته و زمینه ساز ظهور حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)است.
مکارم اخلاق در روایات پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
همه این مسائل بخاطر فرمایش پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)است، یعنی انقلاب ما، زحمات امام و شهداء این است که اخلاق در جامعه رواج پیدا کند.پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند:«إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الخلاقِ»(كنزالعمال،ج13، ص151، ح36472)من آمده ام تا مکارم اخلاق را در جامعه تکمیل کنم.مکارم اخلاق با محاسن اخلاقی فرق دارد.مکارم اخلاق یعنی اخلاق بسیار والا و کریمانه یعنی پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند:من آمده ام تا همۀ مردم نه تنها خوش اخلاق شوند بلکه اخلاق کریمانه و بسیار والا پیدا کنند.فرق محاسن اخلاق با مکارم اخلاق این است که:مثلاً شخصی مشکل دارد و نزد شما می آید و می گوید:من مشکل دارم و گرفتارم بالاخره شما به او کمک می کنید و گره از مشکل او باز می کنید.به این حُسن اخلاق می گویند نه مکارم اخلاق.مکارم اخلاق این است که شخصی به شخص دیگر بسیار بدی کرده باشد اما آن طرف در مقابل بدی او نه تنها بدی نکند بلکه عفو و گذشت و خوبی هم کند.نمونه بارز این مکارم اخلاق امام حسن(علیه السلام)است که یکی از دشمنان ایشان در مدینه به امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) توهین کرد.برای امام حسن(علیه السلام)خیلی سخت بود که به پدر ایشان توهین شده، اما امام سکوت کردند بعد فرمودند:ای مرد تو اهل کجا هستی؟اگر غذا نداری به تو غذا می دهم.اگر پول نداری به تو پول می دهم. اگر مکانی نداری به خانه من بیا از تو پذیرایی می کنیم.به این شیوه اخلاقی مکارم اخلاق می گویند.
روایت پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)در باب سه نمونه از مکارم اخلاق
بنابراین پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)می فرمایند:من آمده ام تا این اخلاقها را در جامعه گسترش دهم.بعد سه نمونه از مکارم اخلاق می فرمایند:«یا علی(علیه السلام)ثَلاثُ خِصالٍ مِنْ مَکارِمَ الأخْلاقِ»سه چیز اخلاق والا و کریمانه است:
1- عطا کردن به کسی که تو را محروم کرده
اول:« تُعْطِی مَنْ حَرَمَک»به کسی که تو را محروم کرده یا به تو بد کرده تو به او عطا کن.مثلاً شما از کسی چیزی خواسته اید اما او به شما نداده است اما بعدا همان شخص از شما چیزی بخواهد به او نگوئید که چون قبلاً از شما چیزی که خواستم به من ندادید به او نیکی و کمک کنید.
2- صله رحم با کسی که قطع ارتباط کرده
دوم:«وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَک»با کسی که با تو قطع ارتباط کرده صله رحم و رابطه برقرار کنی.
نمونه ای از صله رحم از امام سجاد(علیه السلام)
یکی از اقوام امام سجاد(علیه السلام)به درب خانه ایشان آمد و به امام فحاشی و توهین کرد.امام به اصحاب فرمودند:برویم می خواهیم جواب او را بدهیم.بعد امام همراه اصحاب خود رفتند، اصحاب خوشحال شده بودند که امام سجاد(علیه السلام)می خواهند جواب مردی که توهین کرده است را بدهند.امام سجاد(علیه السلام)به درب خانه آن مرد رسیدند و فرمودند:ما آمده ایم تا جواب تو را بدهیم، اگر نسبت هایی که بمن دادی در من هست خداوند مرا ببخشد، اگر نسبتهایی که به من دادی در من نیست خداوند تو را ببخشد.بعد امام خداحافظی کردند و رفتند.آن شخص آمد و سر امام را بوسید و گفت:این حرفهایی که گفتم همه در من است شما مرا ببخشید.بنابراین به این کار صله رحم می گویند.نمونه های زیادی از صله رحم در اهل بیت(علیهم السلام)وجود داشته است.
3- خوبی به کسی که به تو ظلم کرده
سوم:«وَ تَعْفُو عَمنْ ظَلَمَک»از کسی که به تو ظلم کرده، درگذر و در مقابل آن خوبی هم کن.اگر این سه نوع اخلاق والا را در خانواده و جامعه خود رشد دهیم، انشاءالله اختلاف و جنگ و دعوا نخواهیم داشت و آرامش در بین خانواده ها حکمفرما خواهد شد.«ثَلاثُ خِصالٍ مِنْ مَکارِمَ الأخْلاقِ تُعْطِی مَنْ حَرَمَک، وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَک، وَ تَعْفُو عَمنْ ظَلَمَک»(بحارالانوار، ج۶۶، ص۳۷۰ و خصال، ج۱، ص۱۲۴ و تحف‌العقول، ص۶)
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


چاپ این نسخه درجه: 0.00   چند مرتبه به این پست امتیاز داده اند: 0 مرتبه

نظرات

تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
 
 

New Page 1
 
 طراحی سايت توسط شهر الکترونیک کرمان  پشتیبان رسمی سیستم مدیریتی سایت ساز دریا طراحی شده است.