سيستم مديريت محتواي ياس/دفتر امام جمعه شهرستان زرند  

مطالب

خانه مشهور لیست اضافه

الگوى زن مسلمان, الگوى زن غربى

ارسال شده توسط: مدیربازدید شده: 498 مرتبه
دسته: بانوانتاریخ: 1388.11.04
 
الگوى زن مسلمان, الگوى زن غربى

سيدجواد ورعى

امام خمينى احياگر اسلام ناب محمدى صلـى الله عليه و آله و سلـم, در عصـر حاضـر, همه اقشار جـامعه را حيات بخشيـد. در ايـن ميان تحـولـى كه در قشر زنان به بـركت انقلاب اسلامـى و روشنگريهاى آن بزرگوار به وجـود آمد, بسى ارزشمند و در خـور تإمل است. ايشان به لحاظ مظلوميتى كه بر زنان در طـول تاريخ, هـم در عصر جاهليت قديـم و هـم در دوران جاهليت مدرن وارد شده, تلاش فراوانى را در جهت آگاهـى بخشيـدن به ايـن قشر نسبت به ((گـوهر وجـودى زن)) و ((حقـوق انسانى و اسلامى)) او نمـود. بخـش كـوچكـى از ديدگاههاى حضرت امام در ايـن عرصه با عنوان ((الگوى زن مسلمان و الگوى زن غربـى)) در ايـن مختصر مـورد بررسى قرار مى گيرد تا از رهگذر آن تفاوت فاحشـى كه ميان دو نگرش اسلامـى و غربـى نسبت به زن وجـود دارد, آشكار شـده و جايگاه والا و ارزشمنـد زن در فرهنگ و جامعه اسلامى روشن گردد.

زن در عصر جاهليت

زن در عصر جاهليت قبل از اسلام, داراى هيچ گـونه ارزش انسانـى و اجتماعى نبـود, به طـورى كه تنها وظيفه او ((خـدمت به مـرد)) و ((به دنيا آوردن فـرزنـد پسـر)) بـراى شـوهـر بـود. در جهالت و گمراهى و تـوحـش اين مردم و ذلت و بيچارگى زن هميـن بـس كه اگر زنـى, دخترى به دنيا مـىآورد, گذشته از اينكه خـود مـورد بغض و كينه مرد قرار مى گرفت و ديگران از او كناره مـى گرفتند و مـدتها به زندگـى در انزوا محكـوم مـى شد, در مـواردى حتـى فرزند دخترش زنده به گور مـى شد و مادر هيچ گـونه حقـى در دفاع و نگهدارى از فرزنـدى كه ماهها براى پرورش او در رحـم تحمل رنج و سختـى كرده بـود, نـداشته و جرإت اعتـراض و مقاومت در برابـر اراده شـوهر نـداشت. تاريخ ماجـراهاى غصه ناك فـراوانـى از ايـن بـاور غلط و وحشيانه را بر سينه دارد. قرآن كريم اين سنت پليد را ايـن گونه ترسيم مى كند:

((و اذا بشر احدهـم بالانثى ظل وجهه مسودا و هو كظيم يتوارى مـن القوم مـن سوء ما بشر به إيمسكه على هون ام يدسه فى التراب الا سإ ما يحكمـون)).(1) و چـون يكـى از آنها به فرزند دخترى مژده داده مـى شـد, از شـدت غم و حسـرت رخسارش سياه شـده و سخت دلتنگ مى شد و از ايـن عار و ننگ مژده اى كه به او داده شده, از قـوم و قبيله اش مى گريخت و به فكر فرو مـى رفت كه آيا با ننگ و ذلت ايـن دختر را نگه دارد يا او را زنـده به گـور نمايد, آگاه باشيد كه بسيار بد مى كنند.

چنانچه در جامعه فرعونى, فرزندان بنـى اسرائيل به قتل مـى رسيدند و زنان با ذلت و نكبت نگهدارى مـى شـدنـد تا به خـدمت فـرعونيان درآينـد.(2) امام خمينـى مـوقعيت اسفبـار زن را در عصـر جاهليت مـورد اشاره قرار داده و منتـى را كه اسلام بـر ايـن قشـر دارد, گـوشزد نموده و مى فرمـودند: ((در جاهليت زن مظلـوم بـود و اسلام منت گذاشت بر انسان, زن را از آن مظلـوميتى كه در جاهليت داشت, بيرون كشيد.

مرحله جاهليت, مرحله اى بود كه زن را مثل حيوانات بلكه پاييـن تر از او, زن در جـاهليت مظلـوم بــــود. اسلام زن را از آن لجنزار جاهليت بيـرون كشيـد.))(3) ايشان محيطـى را كه حضـرت زهـرا سلام الله عليها, در آن به دنيا آمدند, ايـن گـونه معرفى مى نمـودند:

((ايـن ولادت باسعادت در زنان و محيطـى واقع شد كه زن به عنـوان يك انسان مطرح نبـود و وجود او موجب سرافكندگى خاندانـش در نزد اقـوام مختلف جـاهليت به شمـار مـى رفت. در چنيـن محيط فـاسـد و وحشت زايـى پيامبـر بزرگ اسلام دست زن را گـرفت و از منجلاب عادات جاهليت نجات بخشيـد.))(4) نه تنها در جامعه جاهلـى حجـاز, بلكه در جـوامع متمدن آن روز يعنـى ايران و روم نيز زنان تحت ظلـم و ستـم مـردان بوده و از كمتـريـن حقـوق انسانـى محـروم بـودنـد.

((در يـونان زن جزء كالاهاى تجارتى در بازارها خريد و فروش مى شد و بعد از وفات شـوهر حق زندگـى نداشت. در هند وقتـى مرد مـى مرد براى رهايى روحـش از تنهايى, زن را با او زنده زنده مى سوزاندند و ايـن سـوختـن را نـوعى فـداكـارى و عشق زن به همسـر قلمــداد مى كردند.

در ميان يهوديان زن جزئى از ارث پـدر به شمار مـىآمد, تـولد يك پسر جشـن و سرور به همراه داشت ولى تولد يك دختر غم و اندوه به همراه مىآورد.

در ميان مسيحيـان, فحشـإ بيشتـريـن رشـد خـود را در دوره رواج رهبانيت و زهد افراطـى ميان مردان و زنان مسيحـى بروز مى كند تا جايـى كه لـوتـر بـراى اصلاح انحرافات كليسا, بپا مـى خيزد.))(5)

چنانچه ملاحظه مى شـود زن در بعضـى از جـوامع از حق استقلالى حيات نيز محروم بوده و حيات او به حيات شوهر وابسته بـود به طورى كه پـس از مرگ شـوهر, حق زندگى نداشت. چنانكه در بسيارى از جـوامع پيشرفته در گذشته و حال, زن نسبت به اموال خـويـش, هيچ گونه حق تصرف نداشت. يكـى از نويسنـدگان كه قانـون مـدنـى ايران را شرح كرده, مى نويسد:

((استقلالـى كه زن در دارايـى خـود دارد و فقه شيعه از ابتدا آن را شناخته است, در يـونان و روم و ژرمـن و تا چندى پيـش هـم در حقوق غالب كشورها وجود نداشته يعنى مثل صغير و مجنون, محجـور و از تصرف در اموال خود ممنوع بـوده. در انگلستان كه سابقه شخصيت زن در شخصيت شوهر محو بـود, دو قانون يكى در 1870 و ديگرى 1882 ميلادى به اسـم قـانـون مـالكيت زن شـوهـردار, از زن رفع هجـــر نمـود.))(6) در ساير كشـورهاى اروپايى نيز از اوايل قرن بيستـم در طـى چنـديـن دهه به مرور حق مالكيت براى زن به رسميت شناخته شد.

اسلام و نجات زن

اسلام با ظهورش, ((غبار غليظ مظلوميت و ذلت)) را از ايـن مخلـوق الهى و شـريك مرد در زنـدگـى پاك كرد و به طـرق مختلف ((كـرامت ذاتى زن)) را آشكار ساخت. سنـن جاهلى و رفتارهاى غير انسانى با زنـان را تقبيح نمـود و آنـان را به رفتـار نيكـو و اداى حقـوق انسانـى زنان تشـويق و مـوظف ساخت. ملاكهاى ارزشـى را در جـامعه دگرگـون كرد, نه مرد بودن را ملاك كـرامت شمرد و نه زن بـودن را نشـانه نكبت و بـدبختـى, بلكه معيـار و فضيلت را ((تقـــــوا و خـويشتـن دارى در برابر گناه و نافرمانـى خدا)) شمرد, چه دارنده آن مرد باشد و چه زن. به زنان حقوق مساوى با حقـوق مردان اعطإ نمـود چـرا كه در انسـانيت تفاوتـى ميان زن و مـرد نيست و اگـر تفاوتهايـى در بعضـى از حقـوق دارنـد, مـربـوط به ويژگـى زن يا ويژگـى, مرد است و امرى كاملا طبيعى و عقلايـى است و هيچ كدام از ايـن حقـوق ويژه, ملاك ارزش و امتياز نزد خـداونـد سبحـان نيست. آنچه را كه ملاك كرامت و ارزش به جامعه معرفـى كـرد, مـربـوط به انسـانيت انسـان است نه زن و مـرد بـودن انسـان.

در ايـن مكتب به زن استقلال و هـويت بخشيـده شـــد. او گذشته از اينكه مى تـواند پله هاى رشد و تعالى را بپيمايد, در عرصه مذهبـى داراى هـويت مستقل است, تكـاليف و حقـوق خـاص خـود را دارد, در احكام تقليد, سفر, تصرف در اموال و امثال آن تابع مرد نبـوده و به عنـوان ((انسـان مكلف)), خـود مستقلا داراى مسـووليت است. از نظر اجتماعى و حقـوق, مالك كار و دسترنج خـويـش است. و ان ليـس للانسان الا ما سعى.(7) حق دارد, بلكه موظف است تحصيل علـم نمايد و حـد معينـى بـراى تحصيل وجـود ندارد.

علت نفـوذ و گستـرش سـريع اسلام در جزيـره العرب و فتح قلـوب ملل مختلف, در اهتمام ايـن مكتب به حقـوق انسانى اقشار مختلف جامعه بويژه اقشار مظلوم آن بود. بى جهت نبـود كه محرومان و مظلومان و از آن جمله زنان در گرايش به اسلام و پذيرفتـن ايـن مكتب پيشقدم بـوده و در تشـويق و تحـريص شـوهـران خـويـش نقـش داشتند.

قرآن كريم در شرايط آن روز جامعه, زنانى شايسته چون حضرت مريـم سلام الله عليها و آسيه همسـر فـرعون را معرفـى كرده و از ايشان به عنـوان زنان صـالح و وارسته تجليل نمـود. مهمتـر از همه, از حضرت زهرا سلام الله عليها, به عنـوان ((كـوثـر)) ياد كرده و به عنـوان ((الگـو و اسـوه)) معرفـى نمـود و بـديـن وسيله صلاحيت و شايستگـى زن را در رسيـدن به كمالات معنـوى و الگـو بـودن بـراى همگان به اثبات رسانيد.

پيراستـن حضرت مريـم از اتهامات نارواى يهوديان, خدمتى بزرگ در حق ((زن لايق, عفيف و وارسته)) و دفـاع از حقـوق او بود.

تجليل از آسيه در دربار پادشاهى فرعون با آن جلال و شكـوه مادى, ارج گذارى به ((قدرت و تـوانايـى زن در مبارزه با استكبار و نيل به كمالات انسانى)) بـود. چنانچه معرفى شخصيت والاى حضرت زهرا(س) و نقـش او در تـاريخ اسلام, نشـانگـر شـايستگـى زن در عرصه هــاى گوناگـون اخلاقى, سير و سلـوك معنوى, اجتماعى و سياسى است. امام خمينى براى حضرت زهرا(س) شخصيتى جامع تصـوير مى كرد و مى فرمـود:

((تمام ابعادى كه بـراى زن متصـور است و بـراى يك انسان متصـور است در فاطمه زهرا سلام الله عليها جلـوه كـرده و بـوده است. يك زن معمـولى نبـوده است. يك زن روحانى, يك زن ملكـوتى, يك انسان به تمام معنـا انسان, تمـام نسخه انسـانيت.))(8) نقشـى كه اسلام براى زن در نظام خلقت قايل است, دقيقا منطبق بـر فطرت و جايگاه او در نظام آفـرينـش است. در عيـن آنكه ماننـد مرد بـراى او در اجتماع نقـش قايل است, اما در ميان همه مشاغل مهمتريـن شغلى را كه بـراى انسان متصـور است يعنـى ((تـربيت)) بـر عهده او نهاد.

((تـربيت انسـان)) از مهمتـريـن, دشـوارتـريـن و ظريفتـريــــن مسـووليتهاست, از ايـن رو بـر عهده پيـامبـران نهاده شــده است.

زن با برخـوردارى از ويژگيهاى خاص جسمـى و روحـى, نقـش مادرى و تربيت فرزنـد را كه زيربنايـى تـريـن نقشها در نظام خلقت است, و صلاح و فسـاد جـوامع بـدان بستگى دارد, عهده دار است.

ايـن مكتب براى تربيت فرزنـد كه چه بسا سرنـوشت جـوامع را رقـم مـى زنـد, آن قـدر اهميت قايل است كه براى انتخاب همسر و آداب و رفتـار پـدر و مـادر قبل از انعقـاد نطفه از رحـم مـادر, دوران باردارى مادر تا دوران تـولد و شيرخـوارگى و تا دوران كـودكـى, نـوجوانى و جـوانى دستـورالعملى دقيق تنظيـم و ارايه شده تا در پرتـو رعايت آن, فرزندى شايسته و لايق تربيت شـده و وارد اجتماع گردد. امام خمينى مى فرمود:

((زن مـربـى جـامعه است, از دامـن زن انسانها پيـدا مـى شـونـد. مـرحله اول مـرد و زن صحيح از دامـن زن است. مـربـى انسانها زن است. سعادت و شقاوت كشـورها بسته به وجـود زن است. زن با تربيت صحيح خودش انسان درست مـى كنـد و با تـربيت صحيح خـودش كشـور را آباد مى كند. مبدإ همه سعادتها از دامـن زن بلند مى شـود. ))(9)

صـد افسـوس كه از نقـش مهمـى كه اسلام بر اساس خلقت زن, براى او قايل است, غافليـم و آن را امـرى ساده و پيـش پـا افتاده تلقـى مى كنيـم. شايد يكى از علل و عوامل مهم عدم تـوفيق جوامع در امر ((تربيت)), بـى تـوجهى به نقـش معجزهآميز و حياتى زن در مـوقعيت مادرى باشد. غفلت از نقـش و توانايى مهم زن و مشغول كردن او به مشاغلـى كـم اهميت و گاهـى نامتناسب با استعدادها و تـواناييهاى او, خسـارات زيـادى به بـار آورده است.

مرورى بر زندگى شخصيتهاى بزرگ و وارسته تاريخ كه نقطه عطفـى در تاريخ شمرده مـى شـوند و منشإ خدمات و بركات فراوانى بـوده اند, نشان مى دهد كه زنان در تربيت ايشان نقـش تعييـن كننده داشته اند.

امام خمينى در وصف حضرت زهرا(س) مـى فرمـود: ((زنى كه در حجره اى كـوچك و خانه اى محقر انسانهايـى تـربيت كرد كه نـورشان از بسيط خـاك تا آن سـوى افلاك و از عالـم ملك تـا آن سـوى ملكـوت اعلـى مـى درخشـد. صلـوات و سلام خـداوند تعالـى بر ايـن حجره محقرى كه جلـوه گاه نور عظمت الهى و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است.))(10) هميـن مقدار اندك مى تـواند دورنمايى از ((موقعيت ممتاز زن)) را در فرهنگ اسلامى نمايان سازد.

زن در جاهليت مدرن

مظلـوميت و محـروميت زن از حقـوق انسانـى منحصر به عصـر جاهليت گذشته نبـود, بلكه در عصر علـم و تكنولوژى نيز, زن بيـش از مرد مـورد ظلـم و بـى عدالتى قرار گرفت. در ايـن مجال اندك, تنها به بـرخـى از ابعاد مظلـوميت و محـروميت زن اشـاره مـى كنيم.

الف) زن, ملعبه سرمايه داران

وارد كـردن زن به صحنه اجتماع در قـرون اخير در اروپا, هر چنـد با شعار ((آزادى زن)) و ((تساوى زن و مـرد)) انجام شـد, اما در حقيقت بـا هـدف بهره كشـى بيشتـر از وجـود زن به نفع مـرد انجام گرفت. زن از خلقت و فطرتـش فاصله گرفت و به استخـدام بيشتر مرد درآمـد. متفكـر شهيـد آيت الله مطهرى تحليلـى روشنگرانه در ايـن زمينه دارد و مى نويسد:

((يكـى از عوامل اين بـود كه مطامع سرمايه داران در ايـن جـريان بـى دخالت نبـود. كـارخـانه داران بـراى اينكه زن را از خـانه به كارخانه بكشند و از نيروى اقتصادى او بهره كشـى كنند, حقـوق زن, استقلال اقتصادى زن, آزادى زن, تساوى حقـوق زن با مرد را عنـوان كردند و آنها بودند كه توانستند به ايـن خواسته ها رسميت قانونى بـدهنـد. ))(11) سپـس به نقل از ويل دورانت مـى نـويسـد:

((زنان كارگران ارزانترى بـودند و كارفرمايان,آنان را بر مردان سركـش سنگيـن قيمت, ترجيح مى دادند. يك قرن پيش در انگلستان كار پيدا كردن بر مردان دشـوار گشت اما اعلانها از آنان مى خـواست كه زنـان و كـودكـان خـود را به كـارخـانه هـا بفـرستند ...

نخستيـن قـدم بـراى آزادى مادران بزرگ ما قانـون 1882 بـود. به مـوجب ايـن قانـون زنان بـريتانياى كبيـر از امتياز بـى سابقه اى برخـوردار مى شدند و آن اينكه پـولـى را كه به دست مـىآوردند حق داشتند كه براى خـود نگهدارند. ايـن قانون اخلاقى عالى مسيحى را كارخانه داران مجلـس عوام وضع كردند تا بتـواننـد زنان انگلستان را به كارخـانه ها بكشاننـد. از آن سال تـا به امسال سـودجـويـى مقاومت ناپذيرى آنان را از بندگـى و جان كنـدن در خانه رهانيده, گرفتار جان كنـدن در مغازه و كارخانه كرده است.))(12) در حالـى كه در اسلام وظيفه تإميـن زندگـى زن بر عهده مرد است, در فرهنگ اروپايى عملا مسـووليت مردان كاسته يا به طور كلى مرتفع شده, زن وارد بـازار كار شـده, دوشـادوش مـرد به كار و فعاليت اقتصـادى مشغول گـرديـده, علاوه بـر آنكه به مثابه نيروى كار ارزان مـورد بهره كشـى قرار گرفته, وظيفه تإميـن معيشت خـود و گاهى فرزندان را نيز متكفل شـده است. آمارهاى تكـان دهنـده سـازمـانهاى رسمـى جهانـى حكايت از وضعيت رقت بار زنان در عصر علـم و تكنـولـوژى و تسـاوى حقـوق زن و مـرد و رفـاه و پيشـرفت است. از حـــدود 1/3 ميليارد انسانى كه در سرتاسر جهان در فقر بسر مـى بردند, 70% زن هستند,13 خانـوارهاى جهان تحت سرپرستـى زنان اداره مى شـود.(13) هنـوز در بسيارى از كشـورها دستمزد زنان در مقـايسه بـا دستمزد مردان در يك كار مساوى به مراتب كمتر است. بـر اساس يك آمار در بسيارى از كشـورهاى صنعتـى, زنـان 70 تـا 80 درصـد نـرخ دستمزد ساعتـى مردان را دريافت مـى كنند. در ژاپـن و جمهورى كره دستمزد آنان نصف دستمزد مـردان است.(14) ايـن همه نشانگـر ايـن واقعيت تلخ است كه بـا ورود زن به صحنه اجتمـاع, نه تنها حقـــــوق او تإميـن نشده, بلكه بسيارى از حقوق ديگرش نيز ناديده گرفته شده است.

ب) زن, ملعبه مردان بى بند و بار

بدبختـى و فلاكت ديگر زن بهره كشـى جنسـى از او است. چـون ارتباط محدود زناشويى ميان زن و شوهر تـوسط بعضى از فيلسـوفان آن ديار نشانه عقب ماندگـى و مخالف با آزادى رفتار خـوانده شـد, با ورود زن به اجتماع و ارتباط نامحـدود بـا ديگـران, كانـون خـانـواده متلاشـى شد. جان استـوارت ميل از بنيانگذاران دمكراسـى و برابرى در اين باره مى گويد:

((آزادى عمل هر كـس در مـورد روابط جنسـى بايد به طـور كلى غير مهم و امرى كاملا خصـوصى بشمار آيد, امرى كه ارتباطى به هيچ كـس ديگر و به دنياى خارج نـدارد. روزى فرا خـواهـد رسيـد كه مقصـر شناختـن كسـى بـراى ايـن امـور جزو خرافات و تـوحشهاى روزگاران كـودكـى نـوع بشر شمرده خـواهد شد.))!(15) ورود اينچنينى زن به اجتمـاع, گذشته از فسـاد اخلاقـى و بـى بنـد و بارى كه به دنبـال داشت, كانون خانواده را متلاشى كرد, به طـورى كه امروزه متفكران دلسـوز آن ديار, خـود از متلاشـى شـدن خانواده كه كانـون محبت و تـربيت فـرزنـدان شـايسته است, مـى نـالنـد.

با متلاشى شدن خانواده و از بين رفتـن علاقه و ارتباط پدر و مادر در محيط خانواده و فرود آمـدن خيمه خانـواده, فرزنـدان حيران و سرگردان و محروم از محبت و عاطفه پـدر و مادرى وارد اجتماع شده و هر كدام جذب قطبهايـى در اجتماع فاسـد گشته و بسيارى از آنان به پـوچى در زندگى رسيدند. بسيارى دم غنيمتى شده و بسيارى ديگر به هر قيمتـى دنياى پرزرق و برقى را به بهاى لگدمال كردن حقـوق انسانهاى ديگـر بـراى خـود ساختنـد و البته بسيارى از مردم نيز خـود را غرق در كار و فعاليت نمـودنـد, غرق در كار و كار و كار شـدنـد تا همه چيز را فـرامـوش كننـد. طـراحان و صحنه گـردانان, سيستمـى را پايه گذارى كـردند كه پـدر, مادر و فـرزنـد هر كـدام بيگانه از يكـديگر و به صـورت جـدا فقط كار كنند و كار كنند تا نظام سرمايه دارى سر پا بماند و البته مردم نيز از رفاهـى نسبـى بـرخـوردار بـاشنـد. در آن سيستـم هـدف, كار و فعاليت است و از برآورده كردن نيازهاى معنـوى و روحـى خبرى نيست, چرا كه بسيارى از نيازهاى روحـى و معنـوى در آن زندگى به فرامـوشـى سپرده شده است. در چنيـن نظامى زن بيش از مرد متضرر شد, چرا كه او بيش از مرد از خلقت و فطـرت خـويـش فاصله گرفت و به تعبير صحيح تـر دور نگه داشته شد. در ايـن سيستم زن هم نيروى كار ارزان براى مردان استثمارگر است, هـم بدون آنكه مرد بار سنگيـن مسووليت معيشت زن را بـر عهده بگيرد, رسالت اداره خانـواده و همسر و فرزنـدان را بپذيرد, مجانا به هدف خـود كه همانا بهره كشى بـى حد و حصر جنسـى از زن بـود, رسيـد. البته با شناخت عميق از بعضـى از روحيات زن مثل علاقه به خـودنمايى, او را مانند كـودكـى با اسباب بازيهايـى مشغول كـرد, او را ستـاره تئاتـر و سينمـا نمـود, چهره شـــاخص تبليغاتـى بـراى شركتها و سازمانها كرد, و ايـن همه را با شعار فـريبنـده ((آزادى زن)) و ((تسـاوى زن و مـرد)) انجــــام داد.

ج) زن, كالاى تجـارى مصيبت بـارتـر آنكه امـروزه زن به عنـوان يك كالاى تجارتـى در اروپاى متمدن خريد و فروش مى شـود. در مجارستان يك قاچاقچى مى تواند يك دختربچه يتيم را به قيمت يك ماشيـن كهنه يعنـى 900 دلار خريدارى كند. او سپـس مـى تـواند ايـن دختر را به قيمت 2700 دلار به يكـى از مراكز فساد غربـى بفروشـد. صاحب مركز نيز مى تواند با كرايه دادن دختر به مراكز فساد لندن, پاريـس يا آمستردام چند برابر ايـن پول را به دست آورد. يك پليـس لندن در اين باره مى گويد: تجارت زن در حال رونق گرفتـن است, چون تقريبا بى خطر و بسيار پرسود است. تجارت مواد مخدر پـول ساز است, اما هر روز خطرناكتر مى شود و ممكـن است بيست سال حبـس براى مجرم در پى داشته باشـد. اما خريـد و فروش زن آسان و پـرسـود است به خصـوص وقتـى كه آنها را با ماشيـن از اروپاى شـرقـى مـىآورنـد و خـرج هـواپيما را هـم نمـى دهنـد! بنا بـر گزارش سـازمان بيـن المللـى مهاجرت, هر ساله هزاران زن اروپايى خريد و فروش مى شـوند. طريقه كـار ايـن گـونه است كه زنها از طـريق دوستـانشـان يــــا آگهى روزنامه ها مطلع مى شوند كه مـى تـوانند در كشـورهاى مختلف اروپاى غربى به عنوان رقاصه يا كارگر كاباره كار پيدا كنند. براى ايـن كار دانستـن زبان لازم نيست, حقوقى خوب به اضافه پروانه كار هـم داده مى شـود! دبير كل سازمان يادشده مـى گـويد: زنهاى روس اكثرا از مرز لهستان وارد مـى شـوند. در آنجا مدارك شناسايـى و رواديد تـوريستـى در اختيار آنها قرار مى گيرد. براى زنهاى ديگر رواديد رقاصى يا هنرمندى تهيه مى شود! كشـور سـوئيـس در سال 1373, 1800 مورد از اين گـونه ويزاها صادر كرده است. از ايـن زنها 15 هزار دلار مى گيـرند تا آنها را به غرب بياورند, آنها مـى تـواننـد كار كنند و ايـن پـول را دوباره به دست آورند. البته هزينه هاى ديگر مانند كميسيون صاحب مركز و پـول غذا و جا را هـم بايد بپردازد. سيستـم به گونه اى است كه ايـن زنها مقروض باشند و فقط بتـوانند 10 تا 25 درصـد از درآمدشان را حفظ كنند.(16) ملاحظه مـى شـود كه در عصـر جـاهليت مـدرن و بـا شعارهاى فـريبنـده, نه تنها زن از مظلـوميت و محروميت نجات نيافت, بلكه در بعضى از ابعاد محرومتر و مظلـومتر شد. اگر در گذشته استبداد حاكـم بـود و زن با صراحت استثمار مـى شد, امروز با شعار دمكراسـى و آزادى و تساوى حقـوق, زنان از هويت خويـش دور مانده و به صورت كالاى بى ارزشى درآمدند. اگر در گذشته زن تنها تحت ستم شوهرش بود, امروز تحت ستـم مردان بيشمارى است.

خودباختگى در جوامع شرقى

استعمـارگـران به پيـاده كـردن اهـداف خـود در يك كشـور اكتفـا نكردند, بلكه به مرور به كشـورهاى ديگر نيز دست اندازى نمـودند.

در جـوامعى كه از فرهنگى قوى و ديرينه برخوردار بـودند, با دقت و درايت بيشترى وارد شدند. در جـوامع اسلامـى و با دست پروردگانى چـون آتاترك در تـركيه و رضاخان در ايـران به استحاله فـرهنگـى مشغول شدند. يكى از عرصه هاى نفـوذ, ((جايگاه زن مسلمان)) بـود. با استفاده از خودباختگان و دست نشاندگانى كه در هر جامعه اى كـم و بيـش يافت مـى شـونـد و بـا شعارهاى فـريبنـده ((آزادى زن)) و ((تساوى حقوق زنان و مردان)) احكام و قـوانيـن اسلامـى را مـورد هجوم قرار دادند. ماجراى ننگيـن ((كشف حجاب)) در عصر رضاخان با عنـوان ((نهضت نسـوان)), و بـا انگيزه آزاد كـردن زن از اسـارت حجاب! آن هـم به زور سرنيزه! از عجايب روزگار است. امام خمينـى بارهـا از ايـن مـاجـراى ننگيـن و تـإسف بـار ياد مـى كـردنـد و مى فرمودند:

((خـدا مـى دانـد كه به ايـن ملت چه گذشت در ايـن كشف حجــــاب.

حجاب انسانيت را پاره كردند اينها. خدا مـى داند كه چه مخدراتـى [بانوان محترم و پرده نشيـن] را اينها هتك كردند و چه اشخاصى را هتك كردند. علمإ را وادار كردنـد با سرنيزه كه با زنهايشان در مجالـس جشـن, يك همچـو جشنـى كه با خـون دل مردم, با گريه تمام مى شد, شركت كنند. مردم ديگر هم به هميـن ترتيب, دسته دسته دعوت مى كردند و الزام مـى كـردنـد كه با زنهايتان بايد جشـن بگيريـد. آزادى زن ايـن بود كه الزام مى كردند, اجبار با سرنيزه و پليـس, مـردم محتـرم را, بازرگانهاى محتـرم را, علمإ را, اصناف را به اسـم اينكه خـودشان جشـن گرفتنـد. در بعضـى از جشنها (به اصطلاح خـودشان) آن قدر گريه كردند مردم كه اينها از آن جشـن شايد اگر حيايـى داشتند پشيمان مـى شدند.))(17) با زور و ارعاب و تهديد و تبعيـد و كتك زدن و پاره كردن چادرها و امثال آن در صـدد اعطإ آزادى شاهانه به زنان مسلمان برآمدند. مإمـوران دولتـى را جهت پيشقدم شـدن در نهضت نسـوان و بـى حجاب كردن زنان و دخترانشان و آوردن به مجالـس جشـن و سرور تهديـد نمودنـد. به عنـوان نمـونه مى توان به تظلـم زنان يزد به مجلـس شوراى ملى آن روز نگريست تا اوج اقـدامـات تـرقـى خـواهانه رژيـم منحـوس پهلـوى, و مهره هـاى بـريتانياى كبير و مـدعيان آزادى و دمكراسـى بيش از پيـش آشكار شود:

((... اگـر يك نفـر از ماها بـا روسـرى يا چـادرنماز به دست يك پاسبان مى افتاد مثل اسراى شام با ماها رفتار مـى كردند. بهتريـن رفتار آنها با ما با همان چكمه ها لگد بر دل و پهلـوى ما بـود و اگر به پول گرفتـن قانع نمـى شـدند يا پـولـى نـداشتيـم به آنها بـدهيـم, ما را به شهربانـى و كميسر مـى بردند, اذيت ما بيشتر و مخـارج ما زيادتـر. لذا استـدعاى عاجزانه داريـم اولا انتقام ما ستمديدگان را از ايـن جابران بكشيد و بعد هـم آزادى حجاب به ما بـدهيد كما اينكه در ممالك اسلامـى حجاب معمـول است. به علاوه در انگلستان و هنـدوستـان كه ايـن قـدر اديان مختلف است, همه آزاد هستند مخصـوصا مسلمانان داراى حجاب هستند.))(18) بدون شك وجـود چادر براى استعمارگران و دست نشاندگان آنان اهميتـى نداشت, بلكه با برداشتـن چادر در صدد بى هويت كردن زنان مسلمان و ترويج فساد و فحشإ و بـى بنـد و بـارى در جـامعه و از بيـن بـردن فـرهنگ و اعتقادات مـردم بـودنـد, چـرا كه تنها به بـرداشتـن حجـاب قانع نبوده, بلكه با تشكيل مجالـس جشـن و پايكوبى, كلوپ ها, سينماها, بـارها و مـراكز فسـاد(19) زنان و مـردان مسلمان را به فحشإ و ابتذال كشيدند.

امام خمينى از ايـن دوره نكبت بار كه دوران ديگرى از مظلـوميت و محـروميت زنـان بـود, چنيـن يـاد مـى كنند:

((در يك مـوقع ديگـر در ايـران ما زن مظلـوم شـد و آن دوره شاه سابق و شاه لاحق بـود. با اسـم اينكه زن را مى خـواهند آزاد كنند ظلـم كردند به زن, ظلمها كردنـد به زن. زن را از آن مقام شرافت و عزت كه داشتند, پاييـن كشيدنـد. زن را از آن مقام معنـويت كه داشت شىء كردند. به اسـم آزادى, آزادزنان و آزادمردان آزادى را از زن و مرد سلب كردند. زنها و جـوانان ما را فاسدالاخلاق كردند.

شاه براى زن ايـن خاصيت را قايل بـود كه زن بايـد فريبا باشـد; البته با آن نظر حيـوانى كه او داشت, با آن نظر جسمانـى, مادى, حيـوان پست كه او داشت, زن را نظر مـى كـرد.))(20) در ايـن ميان روشنفكـران وابسته چه مـدح و ستايشها كه از ايـن اقـدام شاهانه بـراى آزاد كردن زنان از اسارت مردان! نكردنـد. امام خمينـى در خصـوص هـدف طـراحـان كشف حجـاب مـى فـرمـودند:

((قضيه كشف حجاب يك مطلبـى نبـود كه اينها مـى خـواستند زنها را ... بياورند در جامعه وارد كننـد. اينها يك دستـوراتـى بـود كه اينها مى گرفتند از خارج و بـراى اسارت ما اجـرا مـى كـردنـد ...

اينها مى خـواستند زن را وسيله قرار بدهند از براى اينكه سرگرمى حاصل شـود بـراى جـوانها و در كارهاى اساسـى اصلا وارد نشـونـد. طريقهاى مختلفـى اينها داشتند براى اينكه ايـن جـوانهاى ما را, ايـن دانشگـاهيهاى ما را, همه ايـن قشـرها را نگذارنـد به فكـر خـودشان بيفتند و به فكر مملكتشان بيفتنـد.))(21) حضرت امام در تحليل ديگرى مى فرمايند:

((نقشه ايـن بـود كه بـا تـوطئه كشف حجـاب مفتضح در زمان قلـدر نافهم, رضاخان, ايـن قشـر عزيز را كه جامعه را بـايـد بسازنـد, تبـديل كنند به يك قشرى كه فاسـد كنند جامعه را و ايـن نقشه نه اختصاص به شما بانوان داشت, بلكه جـوانان مرد را هـم هميـن طور بكشانند به مراكز فساد و آن طـور كه مـى خـواهنـد آنها را تربيت كنند كه اگر چنانچه كشورشان به دست هر كـس بيفتد بى تفاوت باشند يـا مـويـد.))(22) در نتيجه اجـراى ايـن طـرح استعمـارى لطمـات جبران ناپذيرى به ارزنده ترين سرمايه ايـن كشـور يعنى نيروى فعال انسانـى وارد كردنـد, به طـورى كه زيان آن از چپاول ذخاير ايـن مملكت بيشتـر بـود.(23) ايـن رونـد در زمان محمـدرضا پهلـوى با ظرافت و نقشه دقيق ترى دنبال شد, زور سرنيزه برداشته شـد و زنان در استفاده از حجاب آزاد شدند, اما چـون عده اى را فاسـد كرده و وارد اجتماع نمـوده بـودنـد, زمينه بـراى فاسـد كـردن مـردم در دايره اى وسيعتر فراهـم بود, بـويژه كه مراكز فساد و تباهـى روز به روز گسترش پيدا مـى كرد. نيازى به سرنيزه نبـود, سرسپردگان و خودفروختگان و بى بند و باران به قدرى بـودند كه بتـوانند جامعه را فاسد كنند. در ايـن دوره ارزشهايى در جامعه حاكم شد كه براى اين ملت جز نكبت و ذلت به ارمغان نياورد. در ايـن مختصـر امكان بحث تفصيلـى پيرامون آن ارزشها نيست, تنها به چند نمـونه اشاره كرده و مى گذريم.

1ـ غربى شدن

گرايـش به غربى شدن در همه ابعاد زندگى, قيافه ظاهرى, مد لباس, آرايش سر و صورت, شكل ظواهر زندگى, خانه مسكونى, ماشيـن سوارى, دكـوراسيون منزل و محل كار و ... خلاصه انسان متمدن كسى بـود كه از فرق سر تا نـوك پا غربـى باشد, در غير ايـن صـورت عقب مانده, مرتجع, امل و بى فرهنگ بود.

بـدون شك ترويج مدهاى غربـى در جامعه و گرايـش به آن جز به دست استعمار كه با هـدف ايجاد بازار مصـرف بـراى محصـولات كارخانجات دول اروپايـى از يك طرف, و وابسته كردن ملل مسلمان و مسخ هـويت آنـان از طـرف ديگـر, انجـام مـى گـرفت, نبود.

امام خمينى در ايـن باره نيز بخشـى از واقعيات آن روز را كه به خـوبـى لمـس و درك كرده بـودند, براى جـوانان بازگـو مـى كردند:

((يكى از امور ديگرى كه باز مـن گفته ام ايـن است كه ما را جورى بار آورده بـودند كه يا بايد فرنگى مآب باشيـم يا هيچـى. يك نفر جـوان, يك نفر خانـم اگر سر تا پايـش فرنگى مآب است, ايـن معلوم مى شـود خيلى عالـى مقام است. و اگر چنانچه مثل ساير مسلمانهاست, اين خيلـى عقب افتاده است. عقب افتادگـى و جلـو رفتـن را به ايـن مى دانستند كه فرنگى مآب باشد. يعنى فرض كنيد فرم لباسـش چه جـور باشد, فرم كفشـش چه جـور باشد, يا مثلا هر چه كه از خارج مىآيد, صرف بكند. مصرفى بار آوردند ما را, براى هميـن جهت ما را مصرفى بـار آورده انـد.))(24) همچنيـن فـرمـودند:

((وقتى در قشر تـوده هاى مردم نگاه مى كردى, در بيـن زن و مرد هر دو طايفه, ارزش به لباس بود, به طرز پوشيدن لباس و دوختـن لباس و آرايش. هر كه بهتر لباس مى پوشيد و شيك تر بود در لباس, ارزشـش پيـش مردم بيشتر بود و هر زنى كه آرايشـش به طرز اروپايى بود و لباسـش از آنجا الهام مى گرفت, ايـن پيش زنها هـم ارزشـش زيادتر بـود, البته پيـش اكثـر, ارزش همه به امـور مـادى بــود.))(25)

تصـويرى كه پيشتـر از بـرخـورد غرب با زن ارايه شـد, اگر داراى نقاط مثبتـى هـم در غرب و بـراى غربيان به همراه داشت, آنچه به جـوامع ديگر سرايت كرد, تنها نقاط منفى آن بـود. به طورى كه در جـوامع عقب افتاده فرهنگ غربـى با همه آثار نكبت بارش حاكـم شـد.

اكثر مردم رفتار و منشـى غربـى پيدا كردنـد, بازارشان به تسخير محصـولات غربيها درآمـد, بسيـارى زنـان ملعبه دست سيـاست بـازان, سـرمايه داران و عياشان و بـى بند و باران شـدنـد, اما از پيشرفت علم و تكنولوژى, صنعت و امثال آن كه در غرب اوج گرفته, در ايـن جوامع خبرى نيست. طبيعى است كه بـراى چپاول ذخاير جـوامع ديگر, نمى توان علـم و تكنولوژى را به آنان هديه كرد, بلكه بايد امورى را به جامعه آنان تزريق نمـود كه به خـواب عميقى فرو رفته و از اطراف خـود غافل شـونـد. حتـى به تعبير امام هـدف آنان از آزاد كردن زنها و رواج بـى بنـد و بارى اين نبـود كه به جـوانان ايـن كشـورها هـم مثل جـوانان غربى خـوش بگذرد و از دنيا لذت ببرند, بلكه تنها هدف آنان فاسد كردن و خـواب نمودن جـوانان بـود.(26)

چرا كه هيچ ملت بيدارى اجازه دست اندازى به منابع و ذخاير خويـش را به بيگانگان نمى دهد.

تمدنـى كه به عنـوان سـوغات غرب به ايـن ديار آمـد و روشنفكران وابسته از آن ترويج كردند, فقط ((برهنگـى و غرق شـدن در شهوت)) بود و شاهد بر ايـن واقعيت آنكه در عصر پهلوى به جاى رشد صنعت, كشاورزى, دامدارى, و ساير علـوم و فنـون و گسترش محافل علمـى و دانشگاهـى, روز به روز بر تعداد عشرتكـده ها, سينماها, تئاترها, مشـروب فـروشيها, و مـراكز فسـاد و تبـاهـى افزوده شـد.

بسيارى كه به آن ديار سفر كرده و بازمـى گشتند به گـونه اى تربيت مى شدند كه آمـوخته هاى خـود را در خدمت ترويج فرهنگ آنان به كار گيرند.

2ـ برهنگى و بى بند و بارى

در اثـر تبليغات خـودباختگان غربـى در دوران امارت سـرسپـردگان بى هـويت, ((برهنگى و بـى بند و بارى)) نشانه تمدن و ترقـى بـود. اگـر تقليـد از غربيها در همه ابعاد بـود, لااقل در علــــــم و تكنـولـوژى نيز رشـد و پيشـرفتـى حاصل مـى شـد, اما از ميان همه امتيازات آن فرهنگ و تمـدن, تنها ((برهنگـى و بـى بنـد و بارى)) براى جـوامع شرقى به ارمغان آمد. ايـن بليه به قدرى گسترش يافت كه حتـى بسيارى از تحصيل كـردگان نيز در شهوت و خـوشگذرانـى غرق شـدند و هنر خـودباختگـى را آمـوختند. البته از محافل علمـى كه آنها موسـس و مديرش باشند, بيـش از ايـن نمى تـوان انتظار داشت.

براى برخى از ايرانيان در تهران افتخار بـود كه فرزندان خود را به مدرسه آمريكاييها مـى فرستند تا تحت نظارت و تربيت آنان رشـد كننـد. در حالـى كه بسيارى از فـرزنـدان ايـن مملكت از امكانات آمـوزشـى محروم بـودند, در مـدرسه اى با وسعت سـى هزار متر مربع, تنها دويست دانـشآموز دختر و پسر آمريكايى, اروپايى و ايرانى ـ از فرزنـدان صاحب منصبان ـ با بهتريـن امكانات آمـوزشـى در مركز شهر تهران به تحصيل اشتغال داشتنـد و بنـا به اظهار بـرخــى از مسوولان از امكاناتى برخوردار بـودند كه در مراكز آموزش عالى ما يافت نمى شد.

امام خمينى معتقد بـودند كه در عصر پهلوى ((تربيت انسانى را از ايران به طـور كلـى از بيـن بردند و تربيتهاى غربـى, نه آن هـم تـربيتهاى صحيح غربـى, تـربيتهاى فـاسـد غربـى در بيـن ما رواج دادنـد.))(27) آنان از ايـن نـوع تربيت دو هـدف عمـده را دنبال مى كردند: يكـى سرگرم كردن مردم به عيـش و نـوش و در نتيجه تباه كـردن آنان بـراى جلـوگيـرى از روح تفكـر, استقلال و مقـاومت در برابـر استعمار, و ديگرى مصـرفـى بار آوردن مردم با هـدف فـروش محصـولات خـود و چرخـش كارخانجات اروپايى و در نتيجه عقب ماندگـى ملل مشرق زمين.(28)

انقلاب اسلامـى و تجـديـد حيـات زن مسلمـان

انقلاب اسلامـى به رهبـرى امـام خمينـى همچنــان كه در همه ابعاد تحـولـى عميق ايجاد كرد, در جهت تجديد حيات زن مسلمان نيز نقـش تعيين كننـده اى از خـود بجا نهاد. ارزشها را در ايـن قشـر جامعه متحـول ساخت. اگر تا ديروز ((طفيلـى گرى)) ديگران و ((برهنگـى)) ارزش بود, امروز ((بازگشت به خويشتـن)) و ((استقلال)) ارزش است. اگـر ديروز در ميان تـوده اى از زنان آرايـش كـردن و خـود را به اقسام مدهاى غربى آراستـن و در كوچه و خيابان و مجالـس و محافل با ظاهرى فريبنده ظاهر شدن نشانه ترقـى و پيشرفت بـود, به بركت انقلاب ورود به عرصه هـاى سيـاسـى اجتمـاعى و فـرهنگـى و تجزيه و تحليل حوادث و مسايل و حضور فعال در سرنوشت خويـش داشتـن, ارزش شد.

امام خمينـى بـا نگـرش عميق خـود در اوايل پيـروزى انقلاب بـراى رهايـى كامل از فرهنگ مبتذل غرب به زنان هشدار دادند, كه ((آدم شدن در گرو رها شـدن از مـدهاى غربـى است)).(29) به بركت تحـول ارزشها, جلـوه هاى زيبايـى در حيات بـانـوان مسلمـان ظهور كـرد, زنانى كه فرزنـدان رشيد خـود را براى دفاع از اعتقادات دينـى و ارزشهاى انسانى و استقلال و هـويت خـويـش به قربانگاه فرستاده و مهمتر اينكه بر آن افتخار مـى كردند. مادرانـى كه فرزندان متعدد خـود را براى قربانـى شـدن در راه ديـن تربيت مـى كردند و آن را براى خود افتخار مـى شمردند. همسرانـى كه شـوهران جـوان خـود را بـراى دفـاع از حق و حقيقت به حضـور در جبهه هـاى نبـرد تشــويق مـى كـردنـد و همه گـرفتاريها و مصيبتهاى فقـدان آنها را به جان خـريـده و خـم به ابـرو نمـىآوردنـد. در صـورت شهادت آنــــان, فرزندانشان را چـون پـدر تربيت مـى كردند تا تداوم بخـش راه آنان باشنـد. چه دختـران جـوانـى كه با كمال ايثـار و فـداكـارى بـا جانبازان ازدواج كرده و با كمال رضايت به خـدمت آنان در آمده و بر آن افتخار مـى كردند و شيرينى ايثار و فداكارى نسبت به مجاهد راه خـدا را بر تلخـى مرارتها و دشـواريهاى زندگـى با جانبازان ترجيح مى دادند.

در يك كلمه زنان با الهام از حضرت زهرا(س) و دخت گرامـى اش زينب كبـرا(س) فـرهنگ ارزشهاى انسـانـى, فـرهنگ ((عفـاف و تقــوا)), ((ايثـار و فـداكـارى)) و ((مبارزه بـا ظلـم و بـى عدالتـى)) را جايگزيـن ((فرهنگ طفيلى گرى)) و ((مدپرستى)) و ((برهنگى و بى بند و بارى)) نمـودند. و اينك وظيفه ماست كه در تداوم ايـن فرهنگ و انتقال آن به نسلهاى آينده بكوشيـم و جـوانان را از عمق تحـولى كه به بـركت انقلاب اسلامـى رخ داده, آگـاه سـازيــم.

--------------------------------------------------------------------------------

پى‏نوشت‏ها:

1ـ سوره نحل, آيه 57 ـ 58.

2ـ سوره ابراهيم, آيه6.

3ـ صحيفه نور, ج6, ص185.

4ـ صحيفه نور, ج14, ص200.

5ـ ر.ك به كار و كارگر ش 1576, مقاله نقـش زن در بهسازى خـود و جامعه.

6ـ دكتـر علـى شايگانى, شرح قانـون مـدنـى ايران, ص366 (نقل از شهيـد مـرتضـى مطهرى, نظام حقـوق زن در اسلام, ص19).

7ـ نجم, آيه 39.

8ـ صحيفه نور, ج6, ص185.

9ـ همان.

10ـ صحيفه نور, ج16, ص125.

11ـ نظام حقوق زن در اسلام, ص19.

12ـ همان به نقل از لذات فلسفه.

13ـ پيشنهادهاى سازمان ملل براى ارتقاى زنـدگـى خانـواده هاى زن سـرپـرست, ر.ك به نشـريه ابـرار, ش2208 تاريخ 75/4/2.

14ـ روزنامه اطلاعات, ش21441, تـاريخ 77/6/30, قـرن 21 و اشتغال زنان.

15ـ آيزايابرليـن, چهار مقاله براى آزادى, ترجمه محمدعلى موحد, ص334.

16ـ روزنامه جمهورى اسلامى, شماره 4973 به نقل از نشريه گارديـن هفتگى 23 ژوئن 1996.

17ـ صحيفه نور, ج2, ص3.

18ـ خشـونت و فـرهنگ, اسنـاد محـرمـانه كشف حجـاب 1322 ـ 1313, ص321, 1320/7/23.

19ـ ر.ك به خشونت و فرهنگ.

20ـ صحيفه نور, ج6, ص185.

21ـ صحيفه نور, ج13, ص69.

22ـ صحيفه نور, ج14, ص130.

23ـ صحيفه نور, ج11, ص5.

24ـ صحيفه نور, ج16, ص64.

25ـ صحيفه نور, ج17, ص127.

26ـ صحيفه نور, ج8, ص197.

27ـ صحيفه نور, ج7, ص248.

28ـ صحيفه نـور, ج21, ص184, وصيت نـامه الهى ـ سيـاسـى.

29ـ صحيفه نور, ج9, ص61.

ماهنامه پيام زن ـ شماره 91 ـ مهر 78

چاپ این نسخه درجه: 0.00   چند مرتبه به این پست امتیاز داده اند: 0 مرتبه

نظرات

تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
 
 

New Page 1
 
 طراحی سايت توسط شرکت فراز رایانه  پشتیبان رسمی سیستم مدیریتی سایت ساز دریا طراحی شده است.