سيستم مديريت محتواي ياس/دفتر امام جمعه شهرستان زرند  

مطالب

خانه مشهور لیست اضافه

آداب زیارت

ارسال شده توسط: عرببازدید شده: 387 مرتبه
دسته: عکس ها و خاطرات حجة الاسلام ابراهیمی امام جمعه در تمتع90تاریخ: 1394.04.23
 
خاطرات حجت الاسلام والمسلمین علی ابراهیمی روحانی کاروان معراج نور کرمان در تمتع90


http://yascms.ir/emam/gozaresh/bb525.JPG


تاریخ:پنج شنبه و جمعه 19 و 20 آبان ماه 1390 مصادف با 13 و 14ذی الحجه


بعد از ظهر روز سیزدهم برای کنترل اعمال و مدینه شناسی جلسه گذاشتیم خصوصاً آداب الزیارة ساعت 4 بعد از جلسه شروع شد، وقتی به سالن اجتماعات رفتیم یکی از کاروان ها، جلسه دعای توسل گذاشته بود و روحانی محترم مشغول قرائت دعا بود.که با یک یادداشت به ایشان اعلام کردیم ما آخرین روز در مکه هستیم و جلسه را هماهنگ کردیم.مدیر ثابت ایشان هم وقتی متوجه شد عذرخواهی کرد و گفت:من فکر کردم جلسه ای نیست بعد دعا را زود تمام کرد من هم از ایشان تشکر کردم و گفتم اتفاقاً خیلی هم خوب شد اول جلسه ما هم استفاده نمودیم. بعد پشت تریبون قرار گرفتم و با سلام به زائران گفتم:این آخرین جلسه در آخرین روز در مکه را برگزار می نمایم.خداوند را شکر که چنین توفیقی بزرگ نصیب ما نمود که 33 روز میهمان خانه خداوند و خودِ خداوند بودیم.

مکاشفه حاجی درمنی:

داستان حاجی که در منی مکاشفه برایش پیدا شده بود دو نفر به حاجی ها نگاه می کردند و آنکس که حاجی شده بود می نوشتند:«هذا حاج»و آن دیگری حاجی نشده بود می گفت بنویس:«هذا لیس بحاج»تا نوبت به این حاجی می رسد می گوید بنویس:«هذا لیس بحاج».بعد فکر می کند نقصی در اعمالش بوده و یک سال می ماند تا حج آینده با حالت مکاشفه می نویسد:«هذا لیس بحاج».با توجه به اینکه اعمال حج را خوب انجام داده و نقصی نداشته حج او قبول نمی شد.بعد به فکر می رود که چکار کرده؟به یادش می آید هنگام ساختمان سازی چند طبقه، همسایه اش ناراحت بود و اعلام کرد:ساختمان شما نور منزل مرا می گیرد از او می خواهد به خاطر خداوند صرف نظر کند.اما او گفت:اختیار زمین و خانه ام را دارم.بعد فهمید این عدم قبول حج به خاطر ناراحتی همسایه است.به فرزندان خود تلگراف می زند و دستور خراب کردن طبقات بجز طبقاتی که اول بوده می دهد و سال آینده را هم در مکه می ماند تا نوبت حج برسد.در منی حالت مکاشفه ایندفعه می گوید:بنویس«هذا حاج، هذا حاج، هذا حاج».

اعمال بعد ازمنی:

بعد از این داستان، سعی در اصلاح امور خود کنترل اعمال را شروع کردم به حجاج گفتم ما 5 عمل بعد از اعمال منی داشتیم:اول طواف زیارت هفت بار از حجرالاسود تا حجرالاسود، با وضو بدون شک و شبهه. اگر کسی شک و شبهه یا نقص و سؤالی دارد بدون رودربایستی بگوید. بعد همه سکوت کردند و من گفتم اگر کامل انجام داده اید صلوات بفرستید.همه صلوات فرستادند.

دوم نماز طواف زیارت، پشت مقام بدون اذان و اقامه بدون این که به شما تنه بزنند و بدون فاصله انداختن بین طواف و نماز اگر کسی شک یا شبهه ای دارد بگوید و همینطور سعی بین صفا و مروه هفت بار از صفا شروع و به مروه ختم شود. در سعی بین صفا و مروه وضو گرفتن شرط نیست.می توانید بین صفا و مروه استراحت کنید بعد از همانجا که سعی را قطع کردید ادامه دهید بدون این که برگردید یا بدون این که پشت یا عقب بروید.

بعد گفتم:چه کسی برخلاف اعمالی که بنده گفتم انجام داده؟همه صلوات فرستادند. در چهارمین عمل طواف نساء و نماز طواف نساء زائران سؤال و اشکال داشتند آنها سؤال کردند و من جواب دادم.نقص و مشکلی را مشاهده نکردم. البته این کنترل اعمال بهتر از آن بود که به اتاق های آنها سرکشی نموده بودم مخصوصاً کسانی که احتمال داشت نقص و اشکالی در عمل آنها باشد.

طواف وداع:

بعد از کنترل اعمال گفتم:زائران عزیز یک عمل مستحب باقی مانده است اگر کسی توان پیاده رفتن دارد یا بتواند ماشین کرایه کند طواف وداع است. معنای طواف وداع این نیست که نمی خواهیم دوباره بیائیم. این طواف خداحافظی و تشکر از خداوند و خواستار بازگشت به سوی خداوند است.دعای کوچکی هم دارد که می گوئیم:«ثم العود،ثم العود،ثم العود»همیشه باید آرزوی دیدار خانه خداوند را داشته باشیم. با توجه به این که امشب آخرین شبی است که در مکه هستیم.فردا یعنی پنج شنبه حرکت می کنیم و وقت زیادی نداریم.

بعضی از زائران درخواست عمره مفرده داشتند بنده گفتم در عمل امکان ندارد و مشکل است نمی توانید از حرم بیرون بیائید چون مدیر هتل اعلام کردند از 12 شب کسی از هتل بیرون نباشد.

آداب زیارت:


بحث بعدی که شروع کردم درباره اهمیت زیارت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)و اهل بیت(علیهم السلام)و حضرت زهرا(سلام الله علیها)و ائمه بقیع(علیهم السلام)بود که تمامیت حج و کمال حج به دیدار پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم)و حضرت زهرا(سلام الله علیها)و امامان معصوم بقیع(علیهم السلام)رسیده است که«تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَام»زیارت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)نصیب اوحدی از مردم است و راه زیارت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)و اهل بیت(علیهم السلام)باز است و زیارت خودش آداب یعنی رسم و رسوم، فرهنگ و علم و آگاهی خاص خود را دارد.باید متوجه باشیم که می خواهیم به دیدار و زیارت چه کسی برویم. به محضر شخصی عظیم می رویم که خداوند دستور می دهد مؤمنانی که پیش شما می آیند«فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ»به آنها سلام کنید.یعنی ایشان نمی گذارند افراد سلام کنند اول ایشان سلام می کنند.کسی که به محضر ایشان در ممات برود مثل این که در زمان حیات خدمتشان رسیده است.با غسل زیارت و کوتاه قدم برداشتن و همراه با ذکر باشد. بعد از زیارت نامه برای پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دو تا دو رکعت نماز زیارت و هر امامی دو رکعت نماز زیارت و نماز زیارت امامان بقیع یعنی امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام محمد باقر و امام جعفر صادق(علیهم السلام)در مسجد النبی بخوانید که هر نماز ثواب ده هزار نماز است. هرگز در بین الحرمین یا بقیع نماز نخوانید چون به شما توهین و بد برخورد می کنند.زیارت جامعه کبیره یا زیارت امین الله و زیارت هر امام را بخوانید. حضرت زهرا(سلام الله علیها)را در سه مکان زیارت می کنید:1- روبروی خانه ایشان2- در روضه مقدسه3- در بقیع. با گفتن نام اهل بیت(علیهم السلام) اشک ماتم و غریبی و مظلومی اشک محبت و عشق از دیدگان زائر می ریخت گویا چشمه چشم باز شده و عقده گشایی و بی طاقتی می کند.

مدیر محترم مسائل اجرایی را توضیح دادند و جلسه یک ساعت و نیم طول کشید.یکی از زائران، نتوانسته بود اعمالش را کامل کند و جزء معذورین هم بود و نماز طواف نساء و نمازش باقی مانده بود.بنده به حاج آقا غلامی سپردم که ایشان را ببرند تا اعمالشان را تمام کنند.
تعدادی از زائران برای وداع رفتند و تعدادی نتوانستند بروند چون کرایه ماشین ها بالا بود و ماشین کم پیدا می شد و مسیر پیاده روی زیادی داشت. با توجه به این که ما افراد مسن زیادی داشتیم و یا کمر درد و قلب عمل کرده و امثال من زیاد بودند می بایست منتظر بمانیم تا فردا صبح ساعت 8 به سمت مدینة النبی حرکت کنیم.

صبح روز چهاردهم ذی الحجه مقداری فرصت شد مشغول نوشتن شدم.به اتاق مدیر سر زدم ایشان نبود. خانم ایشان به نام خانم فردوسی که به عنوان عوامل کاروان آمده، بسیار زحمت می کشیدند یا به جای مدیر محترم کار می کردند و احوال زائران را می پرسیدند.یک دستیار زن و محرم واقعاً برای مدیر لازم است تا بتواند به راحتی به خانمها سرکشی کند و اگر مشکلی باشد به مدیر منتقل کند.
بنده به حاج خانم گفتم:حاج آقا شمس الدینی کجا هستند؟ایشان گفت:از ساعت 3 بعد از نصفه شب برای ماشین رفته اند اما هنوز نیامده اند.بنده گفتم:زائران بالا باشند و هر وقت ماشین آمد پایین بیایند چون ممکن است ماشین دور بیاید و زائران اذیت می شوند.

به اتاق خود رفتم و باز مشغول نوشتن شدم ساعت 9 بود که متوجه شدم هیچکس پایین نیست ساک کوچک را برداشتم و پایین رفتم دیدم که زائران در انتظار ماشین هستند و ماشینی هم در کار نبود. بعضی از زائران از ساعت 7 پایین آمده بودند ناراحت شدند که انتظار زیادی کشیدند و حال یکی از خانمها بد شده بود. پزشک باید او را به بیمارستان می برد برای همین دکتر اسماعیلی با یکی از خانمهای دیگر بیمار را به بیمارستان بردند.قند او به 400 رسیده بود و رنگش زرد شده بود و احتمال بستری شدنش بود و التماس می کرد که بستری نشود و همراه کاروان به مدینه بیاید.به بیمارستان رفتند و باید او را بستری می کردند اما تعهد داده بود و با تعهد او را برگرداندند و انسولین هم به او تزریق کردند.

خروج از مکه مکرمه:

کم کم حوصله همه سر رفته بود فکر می کنم ساعت 11 یا 11:30 دقیقه بود ماشین ها آمدند و وسایل را بار زدیم و به سمت مدینة النبی سوار شدیم. ما در ماشین شماره 2 بودیم دکتر اسماعیلی هم پیش ما بود. از وقت حرکت از جاهایی که می گذشتیم و تاریخی بود برای زائران توضیح دادم.خوشبختانه این اتوبوس بلند گو داشت.

بعد از خداحافظی از خانه خداوند وارد خیابان شهداء شدیم. شهداء فخ را توضیح دادم. کوه ذی طوی و مقبرة المهاجرین و موزه مکه که در همان خیابان بود و بعد مسجد تنعیم محل احرام عمره مفرده و جاهایی که می شود برای عمره مفرده رفت مانند جعرانه و حدیبیه را هم توضیح دادم. قبل از این که ماشین به سرف یعنی محل زادگاه همسر پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، ام المؤمنین میمونه و مقبره ایشان در کنار اتوبان سمت چپ ما که به مدینه می رویم واقع شده و در حدود دو فرسخی مکه و نرسیده به مرکز استقبال حجاج یوش یواش از مکه و اطراف خارج شدیم کم کم چشمان زائران روی هم می آمد و خواب غلبه می کرد.خدا می دانست در دل زائران چه می گذرد و آنها به چه فکر بودند و چه خوابی می دیدند خدا می دانست.

نام راننده ماشین ابوبکر و اهل کنیا بود و ده سال هم ساکن مدینه شده بود. راننده خوش اخلاقی بود و با سرعت 110 تا 120 کیلومتر حرکت می کرد. فاصله مکه تا مدینه 425 کیلومتر است که پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی(علیه السلام)و حضرت زهرا(سلام الله علیها)و اهل سنت این مسیر را 9 روز با پای پیاده طی می کردند.
سرزمین مکه و مدینه نوعاً سنگستان است مثل این که از آسمان سنگ باریده است. عجیب است زیر سنگ خاک است اما دشت پر از سنگ، نمی دانم آتشفشان بوده و از کرات دیگر سنگ باریده است. نمی دانم قضاوت به عهده زمین شناسی است.

حدود 225 کیلومتر رفتیم و برای نماز و نهار در یک رستوران به نام«السَلوم» توقف کردیم. دو تا از ماشین های دیگر هم رسیدند و نماز جماعت خواندیم.آنها گفتند: نهاری در کار نیست و تمام شده و با ما برای نهار هماهنگ نشده و از این حرفا می زدند.زائران هم چیزی نگفتند اما یکی از رانندگان می گفت:من گرسنه ام با گرسنگی که نمی شود رانندگی کرد. با زبان عربی به او گفتم«اخوک مثلک»من هم گرسنه ام.

اولین چشم انداز ما مسجد شجره محل میقات:


سوار ماشین شدیم و دعای مشلول را شروع کردیم، اکثراً بیدار و تعدادی هم مثل این که لالایی می خوانم به خواب عمیق فرو رفتند البته حق داشتند.در بین راه مکه و مدینه روستا خیلی کم بود کم کم به مدینه نزدیک می شدیم از دور مسجد شجره نمایان بود و توضیح آن که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چهار بار از آن محرم شده اند و محل میقات و محرم شدن حجاجی است که از مدینه به مکه می آیند.

گلدسته این مسجد نمایان بود که به زائران نشان دادم و از آنجا به مرکز استقبال حجاج ایرانی رفتیم تا گذرنامه را تحویل بدهیم و آنها در عوض به ما رسید می دهند.لحظه ای طول کشید سه تا از ماشین های کاروان هم رسیدند بعد راننده آمد و کار تمام شد و ما به سمت شهر مدینه حرکت کردیم و از دور گلدسته های مسجدالنبی را دیدیم. سلام و صلوات به محضر خاتم انبیاء دادیم و از آقا صمیمانه تشکر کردیم که ما را به حضور پذیرفتند و ما به هتل الماسی ذهبی نزدیک مسجدالاجابه وقتی پیاده شدیم آقای نیک طبع و آقای حقانی به استقبال آمدند زائران پیاده شدند و بعد از اذان مغرب بود و سفر ما 7 ساعت طول کشید و نهار و شام آماده بود صرف کردیم و بعداً وسایل را به اتاقها بردیم. مدیر و معاون قبل از ورود اتاق هر کسی را مشخص نموده بودند، وارد اتاق ها شدیم و اعلام کردیم ساعت حرکت دسته جمعی ساعت 4 صبح است و هر کس می خواهد هم می تواند خودش با چند نفری برود ولی کاروانی ساعت 4 صبح، حرکت می کنیم.تعدادی خودشان به حرم رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)و مسجدالنبی رفته بودند.فعلاً خداحافظ


چاپ این نسخه درجه: 0.00   چند مرتبه به این پست امتیاز داده اند: 0 مرتبه

نظرات

تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
 
 

New Page 1
 
 طراحی سايت توسط شهر الکترونیک کرمان  پشتیبان رسمی سیستم مدیریتی سایت ساز دریا طراحی شده است.