سيستم مديريت محتواي ياس/دفتر امام جمعه شهرستان زرند  

مطالب

خانه مشهور لیست اضافه

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین ابراهیمی در جمع زائران حج تمتع کاروان معراج نور کرمان مراسم سفره حضرت رقیه(س)(11) شهریورماه97

ارسال شده توسط: عرببازدید شده: 311 مرتبه
دسته: سخنراني در خصوص حجتاریخ: 1397.06.20
 
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین ابراهیمی در جمع زائران حج تمتع کاروان معراج نور کرمان مراسم سفره حضرت رقیه(س)(11) شهریورماه97



http://yascms.ir/emam/gozaresh/bb525.JPG



الحمدلله، الصلاة والسلام علی رسول الله وعلی آله آل الله

السلام علیک یا صاحب الزمان(عج).

عصر جمعه ومتعلق به آقا صاحب الزمان(عج) است که بعد از توسلات عرض سلامی داشته باشیم به محضر مولایمان صاحب الزمان(عج)وعرض می کنیم صلی الله علیک یا صاحب الزمان (عج)، یا بقیة الله،یااباصالح ،ادرکنا واغثنا .

ان شاء الله که به آبروی حضرت رقیه(س) هر کس به هر امیدی و هر نیتی وهرحاجتی در این جلسه نورانی حضور پیدا کرده است حاجت روا شویم بر محمد وآل محمد (ص) صلوات. اولاً تشکر می کنم از خواهرانی که برنامه این جلسه را تدارک دیدند و ازصحبت های مدیریت محترم کاروان و ازمداحی برادر عزیزمان جناب آقای عبدی استفاده کردیم. بنده هم در این جلسه نورانی چند نکته را خدمت شما عرض می کنم .

علامت قبولی حج:

اولین نکته : علامت قبولی حج ما چیست ؟ ما از کجا بدانیم که حج ما قبول شده است یا خیر؟ آیا اهل بیت معیاری به دست ما داده اند یا خیر؟ وچون امروز هم مربوط به غدیر است وپیغمبر خدا(ص) سه روز درصحرای غدیرماندند مطالبی رادر باب امیرالمومنین (ع) خدمت شماعرض می کنم واما در خصوص علامت قبولی حج رسول خدا حضرت محمد(ص) می فرمایند: «آیة قبول الحجّ ترك ما كان علیه العبد مقیماً من الذنوب.»(1) علامت قبول حج این است که گناهانی که قبلاً وقبل از حج انجام داده است آنها را ترک کرده باشد ، اگر بداخلاقی می کرده است و بعد از حج هم همانطور بد اخلاق باشد معلوم می شود که این حج هیج تاثیری در وجود این فرد نداشته است یا خدای ناکرده دروغ می گفته ویا حسادت داشته است وهمان گناهانی که قبل از حج انجام می داده ، ادامه می دهد پس معلوم می شودکه این همه هزینه کرده است، در ظاهر حاجی شده ولی در باطن حاجی نشده است پس علامت قبولی حج ترک گناهانی است که قبلاً داشته است.

فراموشی غدیر حادثه عاشورا را رقم زد:

اما در باب ولایت و امامت ودر بحث غدیراگر مسلمان غدیر را محکم گرفته بودند وبه فرمایشات غدیر عمل کرده بودند کربلا اتفاق نمی افتاد وشهادت ومظلومیت حضرت رقیه(س) اتفاق نمی افتاد چرا ما شیعیان کربلا را محکم گرفتیم؟ چون دیدیم اگر کربلا را هم از دست بدهیم همه چیز را از دست داده ایم واگر مسلمانان به فرمایش رسول خدا (ص) که فرمودند: من از دنیا می روم ودر بین شما دو چیز را به یادگار می گذارم که اینها از هم جدا نمی شوند وبه اینها چنگ بزنید، یکی قرآن ودیگری هم عترت (ثقل اکبر وثقل اصغر)(2)یعنی امیرالمومنین (ع) ،حضرت زهرا(س)، امام حسن وامام حسین(ع) ویازده فرزند بعد از انهاعمل می کردند،کربلا رخ نمی داد که رهایی اهل بیت نتیجه اش کربلا شد واگر غدیر محکم گرفته شده بود کربلایی پیدا نمی شد.

ماجرای معراج رسول خدا(ص):

در بحث غدیر زمانی که پیغمبر خدا(ص)به معراج رفتند (رسول خدا چندین معراج داشتند منتهی معراج رسمی ایشان از مکه شروع شدوتوسط جبرئیل به بیت المقدس واز آنجا به آسمان رفتند) محل معراج پیامبر منزل ام هانی بود، ام هانی خواهرامیرالمومنین(ع) است ومنزل او هم نزدیک کوه صفا بوده است که الان مسجد گسترش پیدا کرده و این خانه داخل مسجد قرار گرفته است ویک سالی یکی از زائران به من گفت: کنار این ستون بیا وآن را بو کن (آن ستون کاملاً سنگی بود و روی آن آیات قران نوشته شده بود )من رفتم وآن ستون را بو کردم که خیلی معطر بود، گفت: می دانی این بوی عطر برای چیست؟ گفتم : نمی دانم گفت: اینجا محل معراج رسول خدا (ص) است. معراج از این محل شروع شد پیغمبرخدا(ص) می فرمایند: « لیلة أسری بی إلی السماء کلمنی ربی جل جلاله » وقتی که من را به آسمان بردند خدایا من سخن گفت « فقال: یا محمد؛ فقلت: لبیک ربی. » وقتی که خدا من را صدا زد من هم گفتم: لبیک ای پروردگار من، « فقال إن علیاً(ع) حجتی بعدک علی خلقی » خدا فرمود: حضرت علی(ع) بعد از شما حجت من است « و إمام أهل طاعتی » وپیشوای کسانی است که اهل اطاعت از من هستند « من أطاعه أطاعنی » هرکس از علی اطاعت کند ازمن اطاعت کرده است « و من عصاه عصانی؛ » وهر کس علی را نافرمانی کند من را نافرمانی کرده است « فانصبه عَلَماً لأمتک » علی را به عنوان هدایتگر برای امتم منصوب کن « یهتدون به بعدک. » که بعد از تو مسلمانان علم داشته باشند(3)، نشانه داشته باشند و راه را گم نکنند ، علی عَلَم وپرچم هدایت است.

تفاوت شیعه وسنی در مسئله امامت حضرت علی(ع):

تفاوت ما شیعیان با اهل سنت چیست؟ تفاوت آن این است که ما می گوییم همانطور که پیغمبر را خدا باید انتخاب کند،امام را نیز خداوند انتخاب می کند. به چه دلیل ما به پیامبر نیاز داریم؟ چون وقتی که خدا انسانها را خلق کرده است عقل کفایت نمی کند، عقل خوب است ولی عقل به تنهایی انسان را راهنمایی نمی کند اگر اینگونه بود هیچ انسانی اشتباه نمی کرد. مثلاً پسری به خواستگای دختری می رود ولی بعد پشیمان می شود خوب اینها که از روی بی عقلی انتخاب نکرده اند بلکه عقل داشته اند که انتخاب کردند ویا در انتخابات فردی را انتخاب می کنیم ولی بعد می بینیم که فرد خوبی نیست ، در خیلی از انتخابها ما می بینیم که خطا کرده ایم پس عقل به تنهایی کفایت نمی کند بلکه باید در کنار عقل یک راهنمایی از طرف خدا هم باشد و به همین جهت خدای متعال پیغمبر(ص) را فرستاده است به همان دلیلی که پیغمبر(ص) باید معصوم باشد یعنی کسی که گناه می کند وکسی که خودش کور است آیا می تواند دست انسان را بگیرد ؟ خیرکسی کور است نمی تواند راهنما باشد ، راهنما باید بینا باشد و راهنما آن کسی است که خطا وگناه نداشته باشد وباید عصمت داشته باشد وخودش را حفظ کند خدا این قوه حفظ رابه او داده باشد وباید علم وآگاهی او از همه بیشتر باشد وبه همان دلیل که ما نیاز به پیامبر داریم وپیغمبر را باید خدا انتخاب کند چون اگر ما بخواهیم انتخاب کنیم افراد را اشتباه انتخاب می کنیم ، جانشین پیغمبر را هم خدا باید انتخاب کند وخدا باید منصوب کند چون خدا انسانها را می شناسد و او باید تعیین کند که چه کسی بعد از رسول خدا (ص) شایستگی دارد اگر امت خودشان بخواهند انتخاب کنند خطا می روند وبه همین جهت است که تفاوت ما با اهل سنت این است که آنها می گویند انتخابی است ومردم هرکسی را که خواستند می توانند انتخاب کنند تا جانشین پیغمبر شود ولی ما شیعیان می گوییم به همان دلیلی که پیغمبر(ص) را خدا باید انتخاب کند جانشین پیغمبر را هم باید خدا انتخاب کند ودر این حدیث قدسی که خدمت شما عرض کردم خدا می فرماید: ای پیغمبر من علی را انتخاب ومنصوب کردم وشما آن را بیان کن و روز عید غدیر این نبود که تنها بیان باشد و الّا از همان روز اول رسول خدا(ص) حضرت علی(ع) را معرفی می کردند، امتیاز روز غدیر این است که علی ویازده فرزند بعد از او را از طرف خدا منصوب کردند و امت با ایشان بیعت کردند و پذیرفتند و دست دادند منتهی سیاست چی شد؟

تلاش اصحاب صحیفه برای فراموشی غدیر:

سیاست این بودکه یک باید غدیر فراموش شود واعلام کنند که انتخابی است بزرگان واصحاب پیغمبر از روی حسادت و دشمنی که داشتند جمع شدند وطوماری نوشتند بنام صحیفه،پیغمبر خدا در همان خطبه غدیربارها اصحاب صحیفه را لعن کردند ولی مردم نمی فهمیدند صحیفه یعنی چی واصحاب صحیفه چه کسانی هستند پیامبر از آینده خبر دادند وفرمودند من اصحاب صحیفه را لعنت می کنم ومبادا که پیرو اصحاب صحیفه باشید ولی هیچ یک ازمردم در آن جمع نمی فهمیدند که اصحاب صحیفه چه کسانی هستند آنها آمدند واین طومار را نوشتند و باید فراموش شود .دوم چه کاری انجام دادند؟دومین کاری که انجام دادند این بود که خاندان پیامبر باید در محاصره اقتصادی قرار بگیرند تا کسی به امیرالمومنین(ع) وحضرت زهرا(س) مراجعه نداشته باشد .

ماجرای غصب فدک:

سوم اینکه باید حامیان امیرالمومنین(ع) نابود شوند وبشکنند وبعد حضرت زهرا(س) را شهید کردند ویک روز حضرت علی(ع) امدند ودر مسجد در خصوص غصب فدک صحبت کردند وفرمودند: ابوبکر اگر چیزی دست یک نفر باشد ویک نفر ادعا کند وبگوید این مال من است شما حق را به کدامیک می دهی؟ وچه کسی باید دلیل بیاورد وچه کسی باید قسم بخورد؟گفت : آن کسی که باید دلیل بیاورد آن کسی است که ادعا می کند یعنی کسی که ادعای مالکیت می کند باید دردادگاه شاهد بیاورد و آن کسی که مدرکی در دست دارد او ذوالید است وباید قسم بخورد فرمودند: چرا برخلاف قرآن با ما رفتار می کنید وچرا دربحث شهادت بر خلاف مسئله عدالت با ما رفتار می کنید؟ فدک سالهاست که در دست فاطمه است چرا از فاطمه(س) شاهد می خواهید تو که ادعا می کنی باید شاهد ودلیل داشته باشی وقتی که امیرالمومنین(ع) این حرف را زدند همه باهم پچ پچ کردند وگفتند علی راست می گوید فدک در دست فاطمه بوده و او نباید شاهد بیاورد .

نقشه قتل امیرالمومنین(ع) توسط اولی ودومی:

بعد جلسه تمام شد و رفتند اولی به دنبال دومی فرستادکه بیا باتو کاردارم وقتی که آمد گفت با من چکار داری؟ ابوبکر به عمر گفت: دیدی امروز علی علیه السلام با ما چه کرد! به خدا اگر بخواهد چنین کند، خلافت ما را تباه می‏کند؛ چه کنیم؟! عمر گفت:«نظر من این است که فرمان بدهی تا او را بکشند.» ابوبکر گفت:« چه کسی می‏تواند او را بکشد؟»عمر گفت:«خالدبن ولید.» رفتند و جریان را به خالد گفتند، او هم قبول کرد. ابوبکر گفت: علی که به مسجد می‏آید، در موقع نماز در کنارش بنشین. وقتی سلام نماز را دادم، گردن علی علیه السلام را بزن. اسماء بنت عمیس که در آن زمان همسر ابوبکر و بانوى صالحه اى بود از اين توطئه كه در خانه ى ابوبكر صورت گرفت آگاه شد. لذا خدمتكار خود را فرستاد و گفت: نزد فاطمه برو و به او سلام برسان و آنگاه كه از در وارد مى شوى اين آيه را (به كنايه) بخوان: «إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنّى لَكَ مِنَ النَّاصِحينَ » (4)يعنى: «اين گروه توطئه مى كنند كه تو را بكشند. خارج شو كه من خيرخواه تو هستم». همچنين اسماء به خادمه اش گفت: اگر با خواندن آيه منظور تو را متوجه نشدند آن را تكرار كن. خادمه آمد و وارد شد و گفت: خانم من مى گويد: «اى دختر پيامبر حالت چگونه است؟ إنّ الملأ يأتمرون بك ليقتلوك...»! وقتى خادمه خواست بيرون برود بار ديگر آيه را خواند. اميرالمؤمنين عليه السلام به او فرمود: به اسماء سلام برسان و بگو: «خداوند عزوجل بين آنان و تصميمى كه دارند مانع خواهد شد انشاء اللَّه»!سپس حضرت به مسجد رفت. خالد کنار امام آمد و نماز شروع شد. همه به نماز ایستادند. همین که ابوبکر برای تشهد آخر نشست، از گفته خودش پشیمان شد و ترس او را گرفت که اگر خالد موفق به کشتن علی نشود، مردم شورش خواهند کرد و حکومت من به خطر می افتد. بنابراین همینطور نشسته بود و فکر می‏کرد و جرات نداشت سلام نماز را بگوید. مردم خیال کردند ابوبکر به اشتباه افتاده. ناگهان ابوبکر با صدای بلند گفت: « يا خالد! لا تفعل ما أمرتک به » ای خالد آنچه را که گفتم انجام نده، السلام علیکم و رحمه الله و برکاته!امیرالمؤمنین رو کرد به خالد و فرمود:« ابوبکر تو را به چه کاری امر کرده بود؟» خالد گفت: «فرمان داده بود گردنت را بزنم.» امام فرمود:«این کار را می‏کردی؟» خالد گفت: به خدا قسم اگر نگفته بود « انجام نده » تو را کشته بودم. امام فرمود:«دروغ می‏گویی.(تو قدرت انجام این کار را نداشتی) به خدا اگر حکم الهی نبود، می فهمیدی که کدام دسته- من و شیعیانم ـ یا ابوبکر و پیروانش ضعیف‏تریم.» بعد با دو انگشت مبارک، گلوی خالد را گرفت و فشار داد.خالد نعره بلندی کشید؛ به طوری که مردم ترسیدند. خالد قدرت حرف زدن نداشت. بالاخره ابوبکر دست به دامان عباس، عموی امیرالمؤمنین، شد.عباس جلو آمد و شفاعت کرد. امیرالمومنین هم خالد را رها کرد. (5).

وظیفه ما در قبال ولایت امیرالمومنین(ع):

مظلومیت امیرالمومنین(ع) فوق العاده زیاد است وهمه جهان را از ولایت وامامت امیرالمومنین(ع)محروم کردند وتغییرات از یک طرف،تا جایی که نقشه قتل وترور امیرالمومنین (ع) را کشیدند وسیاست این شد که باید کاری کنیم که غدیر فراموش شود حالامن وشماکه شیعه علی هستیم باید چکار کنیم؟ اول اینکه روز به روز محبت خودمان را به علی(ع) بیشتر کنیم ودرست بر ضد دشمنان رفتار کنیم و عشقمان را به خاندان امیرالمومنین(ع) بیشتر کنیم ویک محبت وعلاقه شدید و ویژه نسبت به اهل بیت پیدا کنیم ودوم نگذاریم که غدیرفراموش شود وبحث غدیر را زنده نگه داریم وچون رسول خدا(ص) روز غدیر فرمودند: مسلمانان مبادا بگذارید که غدیر فراموش شود ،پدران به پسران وحاضران به غایبان برسانند واکنون که ما حاضر هستیم باید به نسل بعدی برسانیم اگر پدرهستیم وظیفه داریم به فرزندان خودمان بگوییم واین سند ولایت وشیعه گری ما همین سند غدیر است وما باید این را مطالعه کنیم در مدارس ودانشگاههای ما چقدر در خصوص خطبه غدیر گفته شده است ؟هیچ چیزی گفته نشده است، خطبه غدیر سند امامت امیرالمومنین(ع)است وباید در دانشگاهها ومدارس مورد بحث قرار بگیرد ولی متاسفانه هیچ خبری از این خطبه غدیر نیست بنابراین ما وظیفه داریم به عنوان شیعه رسول خدا(ص) وامیرالمومنین(ع) در احیای غدیر تلاش وکوشش کنیم ودر سال آینده سعی کنید که بهترین عیدتان عید غدیر باشد وبرای فرزندان ونوه هایتان هدیه بخرید وتذکر بدهید که به خاطر عید غدیر است ودر برپایی و زنده نگه داشتن غدیر سهمی داشته باشید خوب من دیگر بیش ازاین صحبت نمی کنم وامشب هم رأس ساعت ده هم جلسه تلاوت قران وهم قرائت دعای مشلول است.

توصیه امیرالمومنین به افلیج برای خواندن دعای مشلول:

دعای مشلول دعایی است که یک نفر فلج بوده ونزد امیرالمومنین(ع) آمد وحضرت سوال کردند داستان تو چیست؟ گفت من جوانی بودم و وضع مالی خوبی هم داشتم وپدرم من را دوست داشت ومبلغی را هم برای زندگی من فراهم کرده بود ومن هم دوستان نابابی داشتم وبه پدرم گفتم یه من پول بده وکمکم کن ولی او نداد ومن هم او را زدم وپولها را گرفتم وبه دنبال عیش ونوش رفتم وپدرم گفت کنار خانه خدا می روم و تورا نفرین می کنم وکنار خانه خدا رفت ومن را نفرین کرد وهمین که نفرین کرد نصف بدن من سیاه وفلج شد وبعد من پشیمان شدم وبه پدرم التماس کردم او هم قبول کرد وراضی شدد که من را بپذیرد وبرای من دعا کرد ودر راه که می امدیم تا برای من دعا کند یک حیوانی از جلوی شتر رد شد و شتر هم رم کرد وپدرم از روی شتر بر زمین افتاد وسر او به سنگ خورد و از دنیا رفت وفرصتی نشد که برای من دعا کند تا بهبود پیدا کنم اکنون یا علی به داد من برس وآقا فرمودند چون پدرت از تو راضی شده بود من هم از تو راضی می شوم ویک دعایی رابه تو می دهم آن رابخوان وان شاء الله خدا تو راشفا می دهد وبعد آن جوان امد و یک بار این دعا راخواند ومی خواست یک بار دیگر بخواند حضرت گفتند لازم نیست این دعا اسم اعظم پروردگار است وهمین یکبار کفایت می کند وآن جوان گفت شب در خواب رسول خدا(ص) رادیدم که به هرکجای از بدن من که دست می کشیدند بدن من خوب می شد وبه برکت این دعا آن جوان فلج سلامت شد(6) واین دعا در مفاتیح هم آمده است وان شاء الله امشب در کنار خانه خدا هم تلاوت قران داشته باشید وهم این دعا را با هم روبروی ناودان طلا بخوانید.

بر محمد واهل بیت محمد صلوات


پی نوشت:

1- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 165

2- حدیث ثقلین ، کمال الدین وتمام النعمة، ج1، باب22، ص233 234،

3- أمالی شیخ صدوق، ص 452؛ مأة منقبة، منقبت 28، ص 55؛ غایة المرام، ج 1، ص 182؛ جواهر السینة، ص 230؛ بحار، ج 18، ص 340 و ج 38، ص 105؛ عقائد الاسلامیه، ص 456.

4- سوره مبارکه قصص ،آیه 20

5- تفسير القمي: 2/ 158، 159، تفسير نور الثقلين: 4/188، الاحتجاج: 1/118 و126 وعنه في بحار الأنوار 29/127 ح 27، مدينة المعاجز: 3/152.الاصول الستّة عشر، أصل أبي سعيد عباد الصفري، ص 18، باختصار. علل الشرايع: 192، باب 151، العلّة التي من أجلها أمر خالد بن الوليد بقتل أمير المؤمنين. وحضر المسجد وصلي خلف أبي بكر. الاحتجاج: 1/1

6- بحارالانوار ج۹۲ ص۲۸۲

چاپ این نسخه درجه: 0.00   چند مرتبه به این پست امتیاز داده اند: 0 مرتبه

نظرات

تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
 
 

New Page 1
 
 طراحی سايت توسط شهر الکترونیک کرمان  پشتیبان رسمی سیستم مدیریتی سایت ساز دریا طراحی شده است.